سرویس خبری ایران من: در شرایط پیچیده اقتصادی کنونی، بررسی چالشهای توسعه و عدم توازن منطقهای در ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است. دکتر فرشاد مؤمنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در سخنرانی تخصصی خود به تحلیل مسائل ساختاری اقتصاد ایران، با تمرکز ویژه بر توسعه دریامحور و نابرابریهای منطقهای میپردازد. در این تحلیل جامع، مشکلاتی همچون حاشیهنشینی، تمرکز منابع در پایتخت و ضرورت اصلاح ساختارهای نهادی مورد بررسی قرار گرفته و راهکارهایی برای برونرفت از وضعیت موجود ارائه شده است.
چالشهای اساسی در برنامهریزی توسعه کشور
به گزارش ایران من، گروه اقتصادی: دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان، با بیان اینکه ۲۵ درصد کل جمعیت کشور، حاشیه نشین هستند، به رابطه حاشیه نشینی با آسیبهای اجتماعی اشاره کرد و گفت: نمی توانید از یک سو بگویید که دل مشغولی ارزشها دارید و از سوی دیگر فقر و حاشیه نشینی را گسترش دهید. روندهای وابستگی ذلت آور، به دنیای خارج برای هر یک واحد خلق ارزش افزوده را ببینید! آیا سازمان برنامه ما این شرافت حرفه ای را دارد که این موضوع را در قالب یک گزارش منتشر می کند تا ببینیم کارنامه عملی ما که این میزان شعار استقلال و نه شرقی و نه غربی می دهیم، چه می گوید!
وی همچنین یادآورشد: در ۲۵۰ ساله گذشته، در هنگامه منازعه های هژمونیک میان قدرتهای بزرگ، بدون استثناء طرفین آن منازعه بر سر اینکه ایران نتواند سر بلند کند، تفاهم داشته اند. آن سازوکارها روشن است و اکنون ما چه برنامه ای داریم که آن شرایط تکرار نشود!؟
راهکارهای توسعه دریامحور و چالشهای پیش رو
این عضو هیات علمی دانشگاه با تاکید بر اینکه ساختار نهادی کژکارکرد داریم و باید آن را اصلاح کنیم و تا زمانی که آن را اصلاح نکرده ایم محال است که بتوانیم توسعه دریا محور داشته باشیم، ادامه داد: مکران به صورت بالقوه، به شرط اینکه منافع رانتی را حذف کنند، انتخابی خوب است. از نظر دیگری هم به شرطی که برنامه ارتقای تولید فناورانه داشته باشیم به صورت استراتژیک خوب است و آن اینکه دسترسی به آسیای میانه را برای ما تسهیل می کند. بنابراین از این دو نظر انتخاب خوبی است، اما همانطور که ما نمی توانیم به آثار باستانی به تنهایی نمی توانیم گردشگر جذب کنیم، در اینجا هم باید استراتژی را بر سه محور تشخص منطقه ای، ادغام ملی و مشارکت بین المللی و مبتنی بر تولید فناورانه روشن کرده باشیم.
به گزارش ایران من، متن کامل این سخنرانی بدین شرح است:
ضرورت صداقت و داناییمحوری در توسعه کشور
راه نجات کشور را صداقت، حریت و دانایی محوری می دانم. دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در نشست بررسی «اقتصاد سیاسی توسعه دریامحور» در شورای برنامه ریزی استان هرمزگان که با شرکت استاندار و مسئولان استان برگزار شد، سخن می گفت، با تاکید بر اینکه قویا بر این باور هستم که اگر جامعه ای بخواهد رشد کند و نجات یابد باید گستاخی روبرو شدن با واقعیتها را داشته باشد و راه نجات کشور را صداقت، حریت و دانایی محوری می دانم، تصریح کرد: ما در میان کشورهای مطرح در حال توسعه، ما جزء پیشگامان امر برنامه ریزی توسعه محسوب می شویم، اما در عین حال در زمره ناکام ترین کشورهای دنیا در زمینه بهره مندی از دستاوردهای برنامه ریزی توسعه هستیم. این وضعیت نیازمند آسیب شناسی بسیار جدی است.
وی با بیان اینکه ما هنوز فرق میان هدفگذاری و بیان آمال و آرزوها را به خوبی نمی دانیم و به جای اینکه هدفگذاری، داشته باشیم، آمال و آرزو می کنیم، «شتاب زدگی در تصمیم گیری ها» و «اعتنای اندک به ملاحظه های کارشناسی در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع» را از دیگر مسائل و گرفتاری هایی برشمرد که به دلیل مناسبات رانتی حاکم بر ایران ایجاد شده است و گفت: در نتیجه این شرایط، ما نسبت به کشورهای پیشرفته صنعتی با دو فرایند متعارض روبرو هستیم. در کشورهای پیشرفته صنعتی گفته می شود فرایندهای تصمیم گیری، فرایندهای به غایت کند، سخت گیرانه، ریزبینانه و همراه با توجه به کوچکترین جزئیات است اما وقتی نوبت به اجرا می رسد، اجرا بسیار سریع، کارآمد و کم هزینه رخ می دهد. ما در این زمینه برعکس هستیم و شاید بزرگترین هدیه من به این جمع این باشد که به سهم خود تلاش کنید، چه در دستگاه هایی که مسئولیت دارید و چه در تصمیم گیرهای مشاعی که قرار است برای منطقه گرفته شود، مسیر کارشناسی طی شود.
عدم توازن و چالشهای ساختاری در توسعه کشور
این اقتصاددان توضیح داد: حسن نیت یکی از شروط لازم برای موفقیت است و مطلقا شرط کافی نیست. کفایت با پایبندی به موازین علمی و کارشناسی است. متاسفانه در یک اقتصاد رانتی، برنامه ریزی تبدیل به یک سری مناسک می شود و ما به جای اینکه به لوازم آن تن در دهیم، ظاهرسازانه، ادا در می آوریم. یکی از گرفتاریهای بزرگ ساختار قدرت در ایران این است که عزیزان همزمان همه چیزهای خوب را می خواهند، اما آمادگی تن در دادن به هیچ کدام از لوازمش را ندارند.
مومنی گفت: یک باره به موضوع توسعه دریا محور بند کرده ایم، اما اگر از نظر کارشناسی بپرسید که توسعه دریا محور می تواند در ایران موضوعیت داشته باشد، پاسخ این است که آری، توسعه دریا محور برای کشور بسیار حیاتی است و یکی از شگفتیهای بزرگ این است که چرا تاکنون به آن توجه بایسته داده نشده است. اما نکته این است که توسعه دریامحور، یعنی حرکت به سمت توسعه چند منطقه ای. اکنون پرسش اینجا است که آیا ما در توسعه منطقه ای موفق بودیم که اکنون می خواهیم برای حرکت بعدی، وزنه چند برابری مطالبه کنیم!؟
وی به وجود ۱۶ استان مرزی در ایران و مجاورت دریایی ۴۰درصد مرزهای ما و همچنین سکونت ۵۰درصد جمعیت ایران در مناطق مرزی اشاره کرد و اظهارداشت: حدود ۲۵ درصد کل مساحت ایران هم در امتداد نوارهای ساحلی است، اما زمانی توسعه دریامحور می تواند جدی شود که ما ارزیابی آسیب شناختی درباره تجربه توسعه منطقه ای مان داشته باشیم. اگر ما برای آن آسیبها فکری نکرده باشیم، در تجربه بزرگتر، روشن است که شکست می خوریم و موج جدیدی از بدنام کردن ایده های خوب ایجاد می کند. بیم آن می رود که اگر ما آن لوازم معرفتی و نهادی توسعه دریامحور را رعایت نکنیم بر ما آن رود که تاکنون رفته است.
مومنی توضیح داد: ببینید چقدر همایش و جلسه و کتاب و مجله و مقاله درباره اعتدال برگزار و منتشر شد! اکنون هم تراز آن درباره وفاق هم رخ می دهد، اما همچنان هم دریغ از اعتدال و وفاق! هر کدام از اینها حساب و کتابهایی دارد. تا زمانی که نتوانیم پاسخ دهیم که چگونه کشور را اداره می کنیم که در حالی که میانگین کشوری تراکم جمعیت ۴۶ نفر در هر کیلومتر مربع است این رقم در تهران به ۸۹۰ نفر می رسد. وقتی ابعاد عدم توازن را بررسی می کنیم، بسیار تکان دهنده است. شرایطی را تجربه می کنیم که در تعداد قابل توجهی از استانهای ما، تراکم جمعیت زیر ۱۰ نفر است. در بعضی از مناطق استان هرمزگان هم تراکم استان زیر ۵ است. معنای این شرایط این است که درک ما، درک درستی نیست.
استاد برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی به عملکرد سیستم بانکی کشور اشاره کرد و با بیان اینکه باید پول و کالا همزاد و متناسب با هم باشند تا اقتصاد بتواند گردش منطقی داشته باشد، تاکید کرد: ۵۵ درصد کل سپرده های بانکی کشور فقط در یک شهر است و رتبه دوم این سهم که اصفهان است به ۶ درصد می رسد. مشابه این شکاف، در حیطه فرهنگی هم وجود دارد و بیش از ۵۰درصد امکانات فرهنگی ایران، در یک شهر مستقر شده است. اینها همه نشان دهنده آشوبناکی در اندیشه است که خود را در فرایند تخصیص منابع هم متجلی می کند. از درون این عدم توازن، فقر، فلاکت و عقب ماندگی بیرون می آید که هزینه گزافی است. با کمال تاسف، تحت عنوان منحط سیاه نمایی، باب مواجهه صادقانه و عالمانه با واقعیت هم بسته می شود.