صفحه اصلی / یادداشت ها / حس‌آفرینی، حلقه مفقوده دولت

مصطفی حسنی، کارشناس برندینگ

حس‌آفرینی، حلقه مفقوده دولت

این یادداشت بر اهمیت حس‌آفرینی در دولت تأکید کرده و حذف نیروهای جوان نظیر جهرمی را عاملی در فاصله‌گیری مردم از دولت می‌داند. نویسنده ضرورت استفاده از مدیران جوان و ارتباط‌برقرارکننده را برای موفقیت دولت ضروری دانسته و بر تغییر ساختار مدیریتی تأکید می‌کند تا اعتماد عمومی بازگردد.
دولت و جوانان در ارتباط سازنده

سرویس خبری ایران من: در عصر حاضر که ارتباط میان دولت و مردم بیش از هر زمان دیگری حائز اهمیت است، مفهوم حس‌آفرینی به عنوان پلی میان حکومت و جامعه مطرح می‌شود. این مقاله به بررسی جایگاه حس‌آفرینی در دولت و تأثیر آن بر روابط عمومی می‌پردازد.

 

پیش‌نیاز هر تحول: ایجاد حس تعلق

 

پیش از هر کارآفرینی، اصلاح‌گری یا تحول اجرایی، یک شرط اساسی وجود دارد: حس‌آفرینی. هیچ حرکت بزرگی بدون ایجاد حس تعلق، انگیزه و اعتماد در دل مردم دوام نمی‌آورد. پیش‌نیاز هر برنامه اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی، ارتباط عاطفی و صادقانه با جامعه است.

 

در این میان، جواد جهرمی، با همه عملکرد تأثیرگذارش در دوران وزارت ارتباطات، توانست به‌ویژه در میان نسل جوان و نسل Z، این حس را ایجاد کند. او تنها مقام رسمی‌ای بود که با زبان، دغدغه و ادبیات جوانان سخن گفت و شنیده شد. همین ویژگی، او را در ایام انتخابات به یکی از ستون‌های حسی و هیجانی کمپین دکتر پزشکیان بدل کرد.

 

از امید تا ناامیدی: عواقب حذف نیروهای امیدآفرین

 

اما پس از انتخابات، ورق برگشت. جهرمی و بسیاری از نیروهای جوان و امیدآفرین، از صحنه کنار گذاشته شدند. سرمایه‌ای که می‌توانست موتور محرکه ارتباط دولت و مردم باشد، نادیده گرفته شد. در نتیجه، دولت قدرت حس‌آفرینی خود را از دست داد و آن شعله کم‌رمق امید که در دل تلخی‌های حوادث وطن روشن بود، کم‌کم رو به خاموشی رفت.

 

در عمل، فاصله‌ای واقعی و ملموس میان نسل جوان و دولت شکل گرفت. و متضرر اصلی، نه جناحی خاص، بلکه مردم ایران بودند.

 

در آستانه یک‌سالگی دولت، شاید زمان آن رسیده باشد که این سؤال را بدون تعارف بپرسیم: آیا حذف کسانی که توان ایجاد امید و ارتباط واقعی با جامعه را دارند، به پویایی دولت کمک می‌کند یا آن را از درون فرسوده می‌سازد؟

 

چالش‌های ساختاری دولت: غیبت چهره‌های مؤثر

 

بخشی از ساختار دولت دکتر پزشکیان، متأسفانه در اختیار افرادی قرار گرفته که شاید بهتر باشد آن‌ها را «پیرمردهای کم‌تعهد در برابر بحران» نامید؛ افرادی که نه قدرت تعامل با جامعه دارند و نه عزم باز کردن فضا برای نیروهای تازه‌نفس.

 

در میان مجموعه اطلاع‌رسانی دولت نیز، با بی‌توجهی به تغییر ذائقه مخاطب در مواجهه با رسانه‌ها، تنها مدلی قدیمی و تکراری عرضه می‌شود؛ مدلی که نه جذاب است، نه اثرگذار.

 

برای مثال، رئیس دفتر رئیس‌جمهور فردی است که بخش بزرگی از مردم حتی نام او را نمی‌دانند. او در هیچ تریبونی ظاهر نمی‌شود و در بزنگاه‌های اجتماعی نیز سکوت اختیار می‌کند. همین غیبت، موجب شد بار سنگین رسانه‌ای و اجتماعی مستقیماً بر دوش شخص رئیس‌جمهور بیفتد و فرصت رسیدگی به امور مهم‌تر کشور از او گرفته شود.

 

در حالی‌که در دولت‌های گذشته، چهره‌هایی چون نهاوندیان و واعظی، به‌عنوان رؤسای دفتر رئیس‌جمهور، نقش مدیرانی مؤثر، حاضر در برابر تریبون‌ها، آرام‌بخش و هماهنگ‌کننده را ایفا می‌کردند.

 

همین الگو را درباره جایگاه معاون اول نیز باید مورد توجه قرار داد. با حفظ حرمت شخصیت علمی دکتر عارف، واقعیت این است که معاون اول باید کسی باشد که بتواند کفش آهنی بپوشد و در میدان بحران‌ها بدرخشد. تجربه نسبتاً موفق دکتر جهانگیری، الگویی روشن از نقش این جایگاه در آرام‌سازی فضای عمومی است؛ شخصیتی علمی و در عین حال عملی.

 

و این دقیقاً همان چیزی‌ست که برخی مدیران فعلی فاقد آن‌اند.

 

بحران ارتباطات و عدم شناخت مدیران

 

در کمال ناباوری، نام برخی وزرای کابینه را نیز بخش عمده‌ای از مردم نمی‌دانند. دلیل این موضوع، بیش از هر چیز، فقدان ارتباط، عدم گفت‌وگو با جامعه و ناتوانی در حس‌آفرینی است.

 

مثال‌های زیادی برای این مسئله وجود دارد؛ از جمله وعده‌های غیرمحاسبه‌شده در حوزه انرژی خورشیدی، یا اظهارات ناهماهنگ درباره نبود «ناترازی انرژی» از سوی معاون اول و وزیر نیرو. این‌گونه سخنان، نه‌تنها بحران را نادیده می‌گیرند، بلکه به اعتماد عمومی نسبت به دولت نیز آسیب می‌زنند.

 

ندیدن بحران‌های پیشِ‌رو، به‌ویژه در ماه‌های گرم تابستان، نمره منفی سنگینی برای دولتی است که می‌توانست در همین حوزه، پیشگام آینده‌نگری و مدیریت شفاف‌تر باشد.

 

در پایان باید گفت: جلوگیری از رویش چهره‌هایی که با قلب خود برای نام ایران می‌جنگند، جفایی بزرگ به آینده این ملت است.

 

دکتر جواد جهرمی تنها یک نمونه و یک مثال است از حذف ناحق نسلی که می‌توانستند بار امید را بر دوش بکشند. نه اسم‌های پرطمطراق، نه رزومه‌های تکراری، و نه ساختارهای بسته، پاسخگوی نیاز ایران امروز نیستند.

 

ایران امروز، نیازمند نسلی نو از مدیران است؛ نسلی متخصص که بلدند حرف بزنند، خوب بشنوند و حس روشنی از آینده را در دل جامعه زنده نگه دارند.

 

دکتر پزشکیان که به صداقت، تعهد و انگیزه‌اش می‌توان افتخار کرد، امروز در محاصره ذهن‌هایی‌ست که باور دارند فقط «ما باید باشیم» و «ما بلدیم». اما باید دانست که:

 

ایران امروز، ایران دیروز نیست. جامعه‌ای‌ست بیدار، منتقد و آگاه که نه‌تنها دیگر تصمیم‌های تحمیلی را نمی‌پذیرد، بلکه مشتاق و علاقه‌مند به تصمیمات تعاملی است.

 

و اگر چنین جامعه‌ای، رئیس‌جمهوری پرانرژی، مردمی و علاقه‌مند به حل مشکلات واقعی دارد، آن‌گاه تنها چیزی که این دولت را به یکی از بهترین دولت‌های تاریخ انقلاب اسلامی تبدیل می‌کند، یارکشی درست و میدان دادن به نیروهای مؤثر، مردمی و تازه‌نفس است

 

کسانی که فقط نتیجه و هدف را نشانه می‌گیرند و خود را صرفاً کارمند نمی‌دانند، بلکه مسئول آینده‌ی این کشور می‌دانند

 

یادداشت های دیگر

مسعود پزشکیان در مراسم نکوداشت استاد رضا روزبه و اعلام جایزه ملی

مصطفی حسنی، کارشناس برندینگ

میرحسین موسوی بیانیه حصر رفراندوم

میرحسین موسوی، نخست وزیر دوران جنگ

سیدمصطفی تاجزاده، بحران اقتصادی، ولایت فقیه، اعتراضات، تغییر قانون اساسی

سید مصطفی تاج‌زاده، فعال سیاسی و زندانی سیاسی

سرکوب اعتراضات و تجمع مردم در خیابان‌های ایران

فرناز فصیحی، رئیس دفتر سازمان ملل برای روزنامه نیویورک تایمز

نام نویسنده:

کارشناس برندینگ

عضو خبرنامه "ایران من" شوید

خبرنامه هفتگی

آخرین اخبار مهم ایران و جهان را برای شما ارسال خواهیم کرد

عضویت

آخرین اخبار ایران و جهان