سرویس خبری ایران من: جنگ جهانی دوم یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر است که سرنوشت کشورها و ملتها را دگرگون کرد. تسلیم ژاپن در ۱۵ اوت ۱۹۴۵ نه تنها پایان این جنگ ویرانگر را رقم زد، بلکه آغازگر دوران جدیدی در روابط بینالملل و نظم جهانی شد. این روایت، داستان پیچیدهای از جاهطلبی، مقاومت، و سرانجام پذیرش شکست است.
آغاز مسیر جنگ و گسترش امپراتوری
در دههٔ ۱۹۳۰ میلادی، ژاپن مسیری را آغاز کرد که سرانجام به بزرگترین شکست نظامی تاریخ این کشور ختم شد. این دهه، شاهد قدرتگیری نظامیان، اشغال سرزمینهای خارجی، و رقابتی فزاینده با ایالات متحده بود. ژاپن که از اواخر قرن نوزدهم سیاست مدرنیزاسیون و نظامیگری را در پیش گرفته بود، پس از پیروزی بر چین در ۱۸۹۵ و غلبه بر روسیه تزاری در ۱۹۰۵، خود را قدرتی بزرگ در آسیا میدانست. بحران اقتصادی جهانی ۱۹۲۹ و محدودیتهای معاهدات بینالمللی که ظرفیت ناوگان ژاپن را محدود میکرد موجب رشد گرایشهای ملیگرای افراطی و نظامیگری شد.
در سال ۱۹۳۱، ارتش ژاپن به بهانهٔ حادثهٔ موکدن، منچوری چین را اشغال کرد و «مانچوکوئو» را بهعنوان دولت دستنشانده ایجاد نمود. این اقدام با محکومیت جامعهٔ ملل روبهرو شد، اما ژاپن بیاعتنا ماند و حتی در ۱۹۳۳ از این سازمان خارج شد. در ۱۹۳۷، حملهٔ تمامعیار به چین آغاز شد. اشغال نانجینگ و قتلعام فجیع آن که حدود ۲۵۰ هزار غیرنظامی کشته شدند موجی از نفرت جهانی علیه ژاپن برانگیخت. آمریکا در واکنش، تحریمهای اقتصادی و محدودیتهای صادرات نفت و فولاد به ژاپن وضع کرد.
همزمان، ژاپن با آلمان نازی و ایتالیا فاشیست پیمان سهجانبه (۱۹۴۰) امضا کرد. استراتژی ژاپن گسترش «حوزهٔ همزیستی بزرگ شرق آسیا» بود که معنای واقعیاش سلطه بر منابع و بازارهای منطقه، از چین و جنوب شرق آسیا تا اقیانوس آرام، بود. آمریکا که منافعش در فیلیپین، گوام و تجارت اقیانوس آرام در خطر بود، به سرعت خود را برای مقابله آماده کرد.
حمله به پرل هاربر و ورود آمریکا به جنگ
در ۷ دسامبر ۱۹۴۱، ژاپن حملهٔ غافلگیرانهای به پایگاه دریایی آمریکا در پرل هاربر واقع در هاوایی، انجام داد. این عملیات، که با ۳۵۳ هواپیما در دو موج صورت گرفت، هشت نبردناو، سه رزمناو، و چهار ناوشکن را آسیبزده یا غرق کرد و بیش از ۲۴۰۰ آمریکایی را کشت. روز بعد، آمریکا و بریتانیا به ژاپن اعلان جنگ کردند. این حمله، بهگفتهٔ رئیسجمهور فرانکلین روزولت، «روزی که در ننگ باقی خواهد ماند» را رقم زد.
در ماههای بعد، ژاپن با سرعت بخش بزرگی از آسیای جنوبشرقی و جزایر اقیانوس آرام را فتح کرد: فیلیپین، مالایا، سنگاپور، هند شرقی هلند (اندونزی) و گوام. اما برتری اولیه چندان دوام نداشت.
شکستها و عقبنشینیها
از ژوئن ۱۹۴۲، ورق جنگ برگشت. نبرد میدوی ضربهٔ بزرگی به نیروی دریایی ژاپن زد و چهار ناو هواپیمابر آن غرق شدند. آمریکا با راهبرد «پیشروی جزیره به جزیره» گامبهگام به ژاپن نزدیک شد: گوادالکانال، ماریانا، ایوو جیما و اوکیناوا. هر پیروزی متفقین حلقهٔ محاصره را تنگتر میکرد.
بمباران و محاصره
از ۱۹۴۴، بمبافکنهای B-29 آمریکا از پایگاههای ماریانا، توکیو و دیگر شهرهای ژاپن را بمباران کردند. در شب ۹–۱۰ مارس ۱۹۴۵، توکیو هدف بزرگترین بمباران آتشزا در تاریخ قرار گرفت که حدود ۱۰۰ هزار نفر را کشت. محاصرهٔ دریایی آمریکا نیز مانع واردات غذا و سوخت شد و قحطی را تشدید کرد.
بمب اتمی و ورود شوروی
در ۶ اوت ۱۹۴۵، بمب اتمی «پسر کوچک» بر هیروشیما فرود آمد و دهها هزار نفر را در دم کشت. سه روز بعد، شوروی که پیشتر بیطرف بود، به ژاپن اعلان جنگ کرد و به منچوری یورش برد. همان روز (۹ اوت)، بمب «مرد چاق» بر ناگازاکی افتاد.
بیانیهٔ پوتسدام
پیشتر، در ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۵، آمریکا، بریتانیا و چین «اعلامیهٔ پوتسدام» را صادر کرده بودند که در آن آمده بود: «ما دولت ژاپن را فرا میخوانیم تا بیدرنگ به تمامی نیروهای مسلح خود فرمان دهد که تسلیم بیقید و شرط شوند، و سلاح خود را به زمین گذارند. … بدین وسیله به ژاپن هشدار میدهیم که اگر بیدرنگ تسلیم نشود، این کشور با ویرانی کامل و نهایی روبهرو خواهد شد. … ما قصد نداریم مردم ژاپن را نابود کنیم، اما باید برای همیشه قدرت کسانی را که فریب خورده و به جنگ کشانده شدهاند، از میان برداریم. … راه دیگری جز تسلیم وجود ندارد.» دولت ژاپن ابتدا به این اعلامیه پاسخی نداد و به ژاپنی سیاست «موکوساتسو» یا نادیده گرفتن را در پیش گرفت، اما پس از بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی و حملهٔ شوروی، فضای سیاسی تغییر کرد.
تصمیم امپراتور
شورای عالی جنگ دچار بنبست بود: سه عضو پذیرش بیقید و شرط را میخواستند و سه عضو شرط حفظ اختیارات امپراتور را. هیروهیتو، که معمولاً در سیاست روز دخالت نمیکرد، در ۱۰ اوت گفت: «ادامهٔ جنگ تنها به نابودی ملت و تمدن میانجامد. باید رنج غیرقابل تحمل را تحمل کنیم.»
کودتای ناکام
شب ۱۴ اوت، گروهی از افسران گارد امپراتوری کوشیدند با تصرف کاخ، پخش پیام امپراتور را متوقف کنند. نوار سخنرانی پنهان شد و صبح روز بعد به رادیو رسید. کودتا شکست خورد.
سخنرانی امپراتور هیروهیتو – ۱۵ اوت ۱۹۴۵
ساعت ۱۲ ظهر، برای نخستین بار مردم ژاپن صدای امپراتور هیروهیتو را شنیدند. متن کامل این «اعلامیه به مردم» چنین بود: «پس از آنکه جنگ جهانی کنونی بیش از چهار سال به طول انجامید، وضعیت جنگ برای ژاپن به نفع ما پیش نرفته و روند کلی جهان نیز علیه منافع ما تغییر کرده است. دشمن از سلاحی جدید و بسیار بیرحم استفاده کرده است که قدرت تخریب آن واقعاً غیرقابل اندازهگیری است و جان بسیاری از بیگناهان را گرفته است. اگر به جنگ ادامه دهیم، نه تنها به نابودی و ویرانی کامل ملت ما خواهد انجامید، بلکه تمدن انسانی نیز نابود خواهد شد. بنابراین، ما تصمیم گرفتهایم بیانیهٔ مشترک ایالات متحده، بریتانیا، چین و اتحاد شوروی را بپذیریم و فرمان تسلیم نیروهای مسلح خود را صادر کنیم. در این راه، ما برای حفظ و بقا و شرف کشورمان، رنج غیرقابل تحمل را تحمل میکنیم. … شما، مردم عزیز ما، باید بدانید که چه سختیها و رنجهایی پیش رو است. باید آمادگی داشته باشید هر چه بیشتر در ساختن آیندهٔ کشور بکوشید، و راه صلحآمیز را در پیش گیرید.»
امضای سند تسلیم
در ۲ سپتامبر ۱۹۴۵، بر عرشهٔ نبردناو «میزوری» در خلیج توکیو، وزیر خارجهٔ ژاپن و فرماندهان نیروهای مسلح سند تسلیم را امضا کردند. ژنرال مکآرتور به نمایندگی متفقین پذیرفت.
پیامدها
دادگاههای توکیو از ۱۹۴۶ آغاز شد و بسیاری از رهبران نظامی و سیاسی ژاپن که متهم به حمایت جنگی بودند، اعدام یا زندانی شدند. هیروهیتو در مقام خود باقی ماند اما نقش سیاسیاش حذف شد. قانون اساسی جدید ۱۹۴۷، جنگ را ممنوع کرد و اصلاحات اجتماعی، اقتصادی و ارضی آغاز شد. کمکهای آمریکا و برنامهٔ بازسازی، پایهٔ «معجزهٔ اقتصادی ژاپن» در دهههای بعد شد.
نتیجهگیری
تسلیم ژاپن حاصل ترکیب بمبارانهای گسترده، استفاده از بمب اتم، ورود شوروی به جنگ، محاصرهٔ اقتصادی و فروپاشی داخلی بود. نقش شخص امپراتور در پایان دادن به جنگ، هرچند دیرهنگام، ولی تعیینکننده شد. از دل این شکست، ژاپن مسیری تازه یافت و در کمتر از سه دهه به یکی از قدرتمندترین اقتصادهای جهان بدل شد.
تسلیم ژاپن در ۱۵ اوت ۱۹۴۵ نه تنها پایان جنگ جهانی دوم را رقم زد، بلکه آغازگر تحولی بنیادین در تاریخ این کشور بود. این رویداد نشان داد که چگونه یک ملت میتواند از ویرانی کامل برخیزد و مسیری نو در پیش گیرد. درسهای این تجربه تلخ، پایهگذار ژاپن مدرن و صلحطلب شد که امروز نیز الهامبخش ملتهاست.