سرویس خبری ایران من: تاریخ معاصر ایران نشاندهنده الگویی خاص از تغییر و تحول است که عمدتاً در بستر بحران شکل میگیرد. این مقاله به بررسی چرایی عدم موفقیت اصلاحات تدریجی در ایران و ضرورت تغییر این الگوی تاریخی میپردازد.
الگوی تاریخی تغییر در ایران
تاریخ معاصر ایران را اگر از منظر الگوهای تغییر و تصمیمگیری مرور کنیم، با یک واقعیت بنیادین مواجه میشویم: ایرانیها بهطور سنتی با استدلال، پژوهش، داده, آمار و مشورت چندان تغییر نمیکنند؛ بلکه عمدتاً در بستر بحران به تغییر و اصلاح تن میدهند.
این الگوی تاریخی، بهویژه در دورههای حساس سیاسی و اقتصادی، خود را بارها نشان داده است. نمونه روشن آن در دوران محمدرضا پهلوی بود؛ زمانی که بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران هشدار دادند مسیر اداره کشور نادرست است. اما شاه در پاسخ، همه را متهم به «نفهمیدن» میکرد. این روحیه فردمحور و ذهنی، یکی از موانع جدی اصلاحات تدریجی در تاریخ ایران بوده است.
فرهنگ تصمیمگیری فردمحور
در بستر فرهنگی و سیاسی ایران، مشورت و گفتوگوی جمعی جایگاه ضعیفی دارد. تصمیمگیریها اغلب در دایره ذهن فرد یا گروه کوچک قدرت انجام میشود. ابهامات فراوانی که در ذهن تصمیمگیرندگان وجود دارد نیز معمولاً به اشتراک گذاشته نمیشود. حاصل این روند، تکرار خطاها، انباشت بحرانها و ناتوانی از اصلاح درونی سیستمها است.
تاریخ سینوسی و چرخه بحران
ایران در مسیر توسعه، بارها گرفتار یک الگوی سینوسی شده است:
۱. ساخت نهادها و سیستمها؛
۲. رسیدن به نقطه اشباع و از کارافتادگی؛
۳. فقدان مکانیزمهای خوداصلاحی؛
۴. تجمیع بحرانها؛
۵. فروپاشی و بازسازی دوباره.
به بیان دیگر، ما به جای «اصلاحات در دل ساختار»، غالباً به «بحران» اجازه میدهیم تا اصلاحات را به ساختار تحمیل کند.
مقایسه تطبیقی: از چین تا ایران
تجربه کشورهایی چون چین نشان میدهد که یادگیری نهادی و مشورت با جهان، راهی برای جلوگیری از تکرار خطاهاست. چینیها بارها تأکید کردهاند که در تصمیمسازیهای اقتصادی حتی با غربیها مشورت میکنند؛ چراکه تجربه جهانی منبعی برای دانستن آن چیزی است که خود نمیدانند. در مقابل، ایران همچنان در مدار «سعی و خطا» باقی مانده است؛ مسیری که هزینههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن بسیار سنگین است.
گره توسعه در ایران
توسعه پایدار در ایران مشروط به سه پیششرط اساسی است:
۱. نهادینهشدن مکانیسمهای خوداصلاحی در ساختار سیاسی و اقتصادی؛
۲. مشارکت واقعی تمام گروههای مرجع در فرآیند تصمیمگیری؛
۳. پیوند خوردن سیاست خارجی با منطق توسعه اقتصادی و تعامل سازنده با جهان.
تا زمانی که این شرایط محقق نشود، باید پذیرفت که اصلاحات در ایران بیشتر «محصول بحران» خواهد بود تا «راهی برای پیشگیری از بحران».