سرویس خبری ایران من: بحرانهای محیط زیستی امروز ایران، حاصل دههها بیتوجهی به هشدارهای طبیعت است. این مقاله به بررسی ابعاد مختلف این بحرانها، از مسأله آب گرفته تا آلودگی هوا، و راهحلهای پیشنهادی دولت برای مقابله با این چالشها میپردازد.
ریشههای بحرانهای محیط زیستی ایران
برخاستن بحرانهای محیط زیست، حاصل سالها غفلت و کم اهمیت انگاشتن صدای طبیعت بوده است، صدایی که برای سالها آنگونه که باید شنیده نشد؛ نه در سیاستگذاری و حکمرانی و نه در رفتار و سبک زندگی، این بیتوجهی موجب شد عوارض بحرانهای محیط زیست، امروز در متن زندگی مردم وارد شود و پایداری اقتصادی، اجتماعی و زیستی ایرانیان را تحت تأثیر قرار دهد.
بحران آب؛ چالشی فراگیر
در «مسأله آب» به عنوان یکی از چالشیترین حوزهها، کاهش ۳۰ درصدی بارندگی طی سه دهه و برداشت ۹۰ درصدی منابع آب تجدیدپذیر باعث آورد منفی آب در اکثر قریب به اتفاق سفرههای کشور شد، به عبارت دیگر ما نه تنها از منابع آب تجدیدپذیر استفاده کردهایم، بلکه به سرمایه آبی نسلهای آینده دست درازی کرده و سهم فرزندان خودمان را مصرف کردهایم، علاوه بر آن، هدررفت آب در بخش کشاورزی، ساخت بیرویه سدها و حفر چاههای غیرمجاز (بیش از ۷۰۰ هزار چاه غیرمجاز) سبب شد پدیده فرونشست زمین در بیشتر استانهای کشور به مثابه یک چالش نوظهور، زیرساختهای اساسی را در معرض تهدید قرار دهد.
سایر چالشهای محیط زیستی
از دیگر مشکلاتی که منجر به بروز پیامدهای محیط زیستی شده، میبایست به وابستگی ۸۰ درصدی تولید انرژی کشور به سوختهای فسیلی، گستردگی ناوگان فرسوده حملونقل، روند رو به زوال جنگلها، تأمین نشدن حقابه محیط زیستی تالابها، معضل آلودگی هوا و گردوغبار، تخریب زیستگاههای طبیعی دارای تنوع زیستی و تولید روزانه ۵۸ هزار تن پسماند در کشور با بازیافت زیر ۱۰ درصد اشاره کرد، در کنار همه مشکلات برشمرده شده، البته نمیتوان تبعات تغییر اقلیم را که موجب افزایش دمای متوسط ۸.۱ سانتیگراد (و بالاتر از میانگین جهانی) و تشدید مسائل در حوزه محیط زیست کشور شده است را نادیده گرفت.
سناریوی بدبینانه آینده
طی کردن مسیر حوزه کلان محیط زیست کشور به شیوه قبل در واقع همان سناریوی بدبینانهای است که کاهش جدی منابع آب زیرزمینی، تبدیل ۴۰ درصد اراضی کشاورزی به بیابان، تشدید پدیده گردوغبار و مهاجرت اجباری میلیونها نفر از مناطق خشک را در پی خواهد داشت.
راهحلهای دولت چهاردهم
دولت چهاردهم با درک ابرچالشهای محیط زیست، لزوم تغییر و بازنگری در حکمرانی منابع سرزمینی را به عنوان مهمترین اولویت مدنظر قرار داده است، این تغییر در حال حاضر با تمرکز بر سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر بویژه خورشیدی در یک سال گذشته رشد قابل توجهی داشته است و ضرورت دارد این مسیر تا تحقق اهداف پیشبینی شده برای تنوع بخشی به سبد مصرفی انرژی کشور دنبال شود.
محدودیت در بارگذاری صنایع آببر در فلات مرکزی، تدوین سیاستهای مبتنی بر تمرکززدایی از کلانشهرها، اجرای سیاستهای توسعه دریامحور با لحاظ الزامات محیط زیست، پیگیری تخصیص حقابه تالابها، تدوین برنامه ملی راهبردی مدیریت پسماند، توجه به رویکرد اقتصاد چرخشی با هدف افزایش بازیافت و بهرهگیری از آبهای نامتعارف (که در گامهای آغازین است) و تلاش برای تقویت دیپلماسی محیط زیست بویژه با کشورهای منطقه از جمله محورهایی است که پیگیری شده و باید با عزمی جدی و همراهی همه ذی مدخلان (سایر قوا، بخش خصوصی، متخصصان و تشکلهای مردم نهاد) اجرایی شود.