سرویس خبری ایران من: طی ده سال گذشته از تصویب برجام، جمهوری اسلامی ایران با تهدید جدی مکانیزم ماشه مواجه بوده است. این مقاله به بررسی عملکرد سیاست خارجی ایران در این دوره حساس و دوگانگیهایی که امکان عبور موفق از این تهدید را محدود کرده، میپردازد.
شلیک ماشه در میان دوگانههای سیاست خارجی ایران
طی ده سال گذشته، مکانیزم ماشه، از زمان تصویب قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت در سال ۲۰۱۵، همچون شمشیری بالای سر ایران قرار داشت؛ سازوکاری که به هر یک از طرفهای برجام اجازه میدهد با ادعای «نقض اساسی توافق» تمامی تحریمهای شورای امنیت را بازگردانند، بدون آنکه امکان وتو وجود داشته باشد. اکنون، در پایان دوره دهساله برجام، پرسش اساسی این است که آیا جمهوری اسلامی طی این مدت سیاستی منسجم برای گذر از این دوره دهساله و خنثیسازی تهدید مکانیزم ماشه اتخاذ کرد؟
مرور رفتار سیاست خارجی ایران نشان میدهد که پاسخ، متأسفانه منفی است. در ده سال اخیر، تصمیمات مهم کشور بیشتر تحت تأثیر دوگانگیها و تناقضها شکل گرفت و همین امر، امکان عبور کمهزینه از این دهه را از میان برد.
تناقضات در مذاکرات و سیاست هستهای
۱. مذاکره در وین در برابر قانون اقدام راهبردی
از یک سو، دولتهای روحانی در مذاکرات وین تلاش میکرد برجام را احیا کند؛ اما همزمان مجلس با قانون «اقدام راهبردی» مسیر غنیسازی ۶۰ درصدی و محدود کردن همکاری با آژانس را تحمیل کرد. این دوگانگی نهتنها دست مذاکرهکنندگان را بست، بلکه به اروپا و آمریکا بهانهای برای متهم کردن ایران به نقض برجام داد.
۲. پایبندی به برجام در برابر ارسال سلاح به روسیه
ایران در مواضع رسمی خود بارها تأکید کرد که همچنان به برجام متعهد است. اما ارسال پهپاد و تجهیزات نظامی به روسیه در جنگ اوکراین، که اروپاییها آن را نقض قطعنامه ۲۲۳۱ دانستند، عملاً اروپا را تحریک کرد تا به سمت فعالسازی مکانیزم ماشه حرکت کند. این اقدام، تهدید بازگشت تحریمهای شورای امنیت را بیش از پیش واقعی ساخت.
چالشهای سیاست منطقهای و روابط دوستانه
۳. اولویت همسایگی در برابر تنش با همسایگان
در شعار، دولت سیزدهم «سیاست همسایگی» را در اولویت قرار داد. اما در عمل، روابط با عربستان تا سال ۱۴۰۱ قطع بود، با امارات سرد و با آذربایجان در آستانه تقابل نظامی قرار گرفت. نهایتاً این چین بود که ابتکار آشتی ایران و عربستان را به دست گرفت، نه دستگاه دیپلماسی ایران.
۴. نه شرقی، نه غربی در برابر وابستگی به شرق
در گفتمان رسمی همچنان شعار استقلال از شرق و غرب تکرار شد؛ اما واقعیت سیاست خارجی، وابستگی روزافزون به روسیه و چین بود؛ کشورهایی که بارها در بزنگاههای شورای امنیت یا اوپکپلاس حاضر نشدند هزینه حمایت کامل از ایران را بپردازند.
مسائل اقتصادی و دیپلماسی تحریمها
۵. دیپلماسی اقتصادی در برابر فرار سرمایه
مسئولان بارها از «دیپلماسی اقتصادی» سخن گفتند، اما در عمل، تحریمها و تنشها باعث شد سرمایهگذاری خارجی به پایینترین سطح برسد و حتی شرکای سنتی مانند هند، کرهجنوبی و ژاپن روابط اقتصادی خود را با ایران متوقف کنند.
۶. رفع تحریم در برابر بیاثر کردن تحریم
یک روز «رفع تحریم» هدف اصلی اعلام شد و مذاکرات با جدیت پیگیری شد. روز دیگر، همان مسئولان تأکید کردند که ایران برای رفع تحریم امتیاز نمیدهد و باید بر «خنثیسازی تحریمها» متمرکز شود. این تناقض باعث شد نه رفع تحریم تحقق یابد و نه بیاثر کردن آن عملیاتی شود.