سرویس خبری ایران من: با بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران در پی فعالسازی سازوکار «بازگشت خودکار» توسط کشورهای اروپایی، جمهوری اسلامی بار دیگر در آزمونی تازه قرار گرفته است. این تحول دیپلماتیک که با مخالفت روسیه و چین نیز ناکام ماند، مجموعهای از محدودیتهای سختگیرانه را در حوزههای نظامی و اقتصادی بر ایران تحمیل کرده است. در این گزارش، به بررسی واکنشهای اولیه تهران، برآوردها از پیامدهای تحریمها و استراتژیهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی برای مقابله با این فشارها پرداخته میشود.
بازگشت تحریمها و آزمون تازه جمهوری اسلامی
در ۲۸ اوت، فرانسه، آلمان و بریتانیا با فعالکردن سازوکار «بازگشت خودکار» شورای امنیت سازمان ملل، تحریمهای پیش از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ را علیه ایران دوباره برقرار کردند. تلاش روسیه و چین برای جلوگیری از این روند با مخالفت اکثریت اعضای شورای امنیت ناکام ماند. به این ترتیب، ایران بار دیگر با مجموعهای از محدودیتهای سختگیرانه در زمینه فروش سلاح، فعالیتهای موشکی بالستیک، مسدود شدن داراییها و ممنوعیت سفر مواجه شد.
این تحول، بلافاصله پرسشی جدی را پیش روی تصمیمگیران در واشنگتن، بروکسل و اورشلیم قرار داد: واکنش تهران چه خواهد بود؟
نخستین نشانههای پاسخ تهران در داخل کشور پدیدار شده است. چند روز پس از اجرایی شدن تحریمها، شورای نگهبان مجموعه قوانینی را تصویب کرد که مجازات جاسوسی و همکاری با اسرائیل یا «دولتهای متخاصم» را تشدید و استفاده غیرنظامی از پهپادها را محدود میکند. همزمان، یگان ویژه «فاتحین» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رزمایشهایی در تهران برگزار کرد و تجهیزات و لباسهای جدیدی را به نمایش گذاشت.
در اقدامی غیرمنتظره، مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز پس از سالها مخالفت، بهطور مشروط عضویت ایران در «کنوانسیون مقابله با تأمین مالی تروریسم» را تأیید کرد. شماری از اعضای مجمع معتقد بودند اجرای الزامات این کنوانسیون میتواند منابع مالی گروههایی مانند حزبالله را محدود کند؛ تصمیمی که با هدف تغییر تصویر ایران در برابر روایت غربیِ «حمایت از تروریسم» اتخاذ شد.
این تحولات صرفاً تغییرات اداری نیستند، بلکه بیانگر تلاش حکومت برای عبور از انزوای تازه از طریق تقویت کنترل امنیتی در داخل، نمایش مقاومت در برابر فشار خارجی و کاهش آسیبپذیریهای خود است. پیام آشکار این اقدامات آن است که تحریمها قرار نیست پایههای نظام را بلرزاند.
برآورد تهران و گزینههای محدود
اگرچه ایران کوشید روند بازگشت تحریمها را به تأخیر اندازد، مقامات از مدتها پیش وقوع آن را پیشبینی کرده بودند. مقامهای رسمی در اظهارنظرهای داخلی تأکید دارند که اقتصاد کشور توان تابآوری دارد. رسانههای نزدیک به سپاه نیز تحریمها را «عملیات روانی غرب» برای تضعیف اعتماد عمومی و تشدید قطبیسازی سیاسی معرفی میکنند؛ روایتی که در چارچوب تکراری «تلاش برای تغییر رژیم» قرار میگیرد.
با این حال، واکنش عملی تهران تاکنون در سطحی محدود باقی مانده است: فراخوانی سفرا از چند کشور اروپایی، محکومکردن اقدام اروپا بهعنوان «غیرقانونی» و هشدار مبهم درباره کاهش همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی. هیچ نشانهای از واکنش تهاجمی جدی دیده نمیشود.
رد گزینه خروج از پیمان انپیتی
در داخل ایران، برخی چهرهها پیشنهاد کردهاند کشور از «پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای» (NPT) خارج شود؛ اقدامی که از نظر تئوریک میتواند ایران را از نظارتهای بینالمللی معاف و راه را برای تولید سلاح هستهای باز کند. با این حال، آیتالله علی خامنهای و مقامات ارشد این گزینه را رد کرده و بر باقیماندن در پیمان تأکید کردهاند، هرچند مزایای چندانی برای آن قائل نیستند. به باور آنان، خروج از انپیتی بهطور قطع حملات اسرائیل، مداخله نظامی آمریکا و آغاز رقابت هستهای میان عربستان سعودی و ترکیه را بهدنبال خواهد داشت؛ خطراتی که بقا و ثبات نظام را مستقیماً تهدید میکند.
گزینههای محدود، خطرات سنگین
رهبران ایران بهخوبی میدانند ابزارهایشان برای پاسخگویی محدود است. بیشتر گروههای نیابتی ایران پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و فروپاشی رژیم اسد در سوریه تضعیف شدهاند. تنها حوثیهای یمن و چند گروه شیعی در عراق توان محدودی برای تهدید منافع آمریکا و اسرائیل دارند.
در ظاهر، ایران میتواند به گزینههایی چون حملات سایبری، اخلال در تردد کشتیها در خلیج فارس یا حملات محدود پهپادی و موشکی علیه اهداف اسرائیلی یا آمریکایی متوسل شود. اما این اقدامات با خطر بالایی همراه است. اسرائیل نشان داده که برای حمله مستقیم به خاک ایران تردید ندارد و ایالات متحده نیز هشدار داده هر حملهای به نیروهایش را با پاسخ قاطع روبهرو خواهد کرد.
تجربه درگیریهای پیشین با اسرائیل که آسیب سنگینی به برنامههای هستهای و موشکی ایران وارد کرد و شماری از فرماندهان ارشد نظامی را از میان برد، هنوز در ذهن تصمیمگیران تهران زنده است. به همین دلیل، مقامات ترجیح میدهند بازگشت تحریمها را کماهمیت جلوه دهند و با گامهای تدریجی، همچون افزایش سطح غنیسازی، استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته و محدودسازی بازرسیهای آژانس، قدرت چانهزنی خود را بالا ببرند؛ بیآنکه وارد رویارویی مستقیم شوند.
تحریمها برای جمهوری اسلامی پدیدهای تازه نیستند. نظام در طول ۴۵ سال گذشته روشهای مختلفی برای سازگاری با فشار اقتصادی پیدا کرده است؛ از فروش نفت به چین و شبکههای قاچاق گرفته تا کنترل متمرکز اقتصاد داخلی. برای حاکمیتی که تقریباً نیمی از عمر خود را زیر فشار تحریم گذرانده، این وضعیت بخشی از واقعیت دائمی است.
استراتژی صبر و مدیریت بحران داخلی
در سطح سیاسی، دو دیدگاه در تهران وجود دارد: تندروها بر مقاومت و مقابله تأکید دارند، اما عملگرایان احتیاط را توصیه میکنند. خامنهای در دورههای بحرانی همواره جانب خویشتنداری را گرفته است. در زمان کارزار «فشار حداکثری» دولت ترامپ نیز ایران با وجود تحریمهای شدید از پیمان انپیتی خارج نشد و جنگی تمامعیار آغاز نکرد؛ منطقی که احتمالاً اکنون هم تکرار میشود.
سوابق گذشته نیز این الگو را تأیید میکند. ایران بارها ترجیح داده فشار را تحمل کند تا درگیر رویاروییای شود که میتواند موجودیت نظام را تهدید کند. رهبران جمهوری اسلامی این رویکرد را «صبر راهبردی» مینامند. از نگاه آنان، زمان به نفع ایران است. با نزدیکشدن انتخابات پارلمانی اسرائیل در سال آینده، تهران احتمال میدهد بنیامین نتانیاهو قدرت را از دست بدهد و در افق ۲۰۲۸ نیز امید دارد پیروزی یک رئیسجمهور دموکرات در آمریکا، رویکرد واشنگتن را تغییر دهد. خامنهای گفته است ایران تنها باید «سه سال سخت» پیش رو را پشت سر بگذارد، متکی بر آنچه او «یاری الهی و غیبی» مینامد.
بحران داخلی و نیاز به انسجام
خامنهای بازگشت تحریمها را صرفاً بحران سیاست خارجی نمیداند، بلکه تهدیدی داخلی تلقی میکند. او بر این باور است که خطر واقعی از درون میآید؛ از شکاف در میان نخبگان و نارضایتیهای اجتماعی که در شرایط فشار خارجی تشدید میشود. راهبرد او بر دو محور استوار است: حفظ انسجام در رأس قدرت و کنترل جامعه در پایین با ترکیبی از امتیازدهی محدود و سرکوب هدفمند.
در طول چهار دهه گذشته، وحدت میان نخبگان مهمترین عامل بقا برای نظام بوده است. اختلاف میان فرماندهان سپاه، روحانیون یا سیاستمداران میتواند زمینهساز تضعیف نظام و جسارت مخالفان شود. به همین دلیل، خامنهای از تصمیمهای پرریسک مانند خروج از انپیتی پرهیز میکند و بر «وحدت» و «مقاومت» بهعنوان وظیفهای انقلابی و حیثیتی تأکید دارد. او با اعطای پاداش به وفاداران و اعمال خشونت حسابشده علیه منتقدان، تلاش میکند سرنوشت خود را با بقای نخبگان گره بزند.
کنترل اجتماعی و پیشگیری از اعتراضات
در کنار سیاست انسجام، خامنهای در پی آرامسازی جامعه است. افزایش قیمت مواد غذایی و کاهش ارزش ریال در برابر دلار، نارضایتی عمومی را بالا برده است. حکومت برای کاهش تنشهای اجتماعی، اجرای طرح «گشت ارشاد» را تعدیل کرده است. بر اساس گزارشهایی از نیروهای پلیس و اعضای بسیج، مأموران موظف شدهاند از برخورد مستقیم با مسأله حجاب خودداری کنند تا از بروز خشم عمومی و تکرار وقایعی مانند بازداشت و مرگ مهسا امینی جلوگیری شود.
در عین حال، دستگاه حاکمه سرکوب را تشدید کرده است؛ اقدامی که خود خطر بروز ناآرامی را افزایش میدهد. مسئولان میدانند تحریمهای تازه تورم و بیکاری را بالا میبرد. خاطره اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و کشتهشدن حدود ۱۵۰۰ نفر در کمتر از یک هفته همچنان زنده است. برای جلوگیری از تکرار آن، حکومت اقداماتی پیشگیرانه آغاز کرده است: گشتزنی خیابانی نیروهای سپاه و بسیج، گسترش نظارت دیجیتال، جرمانگاری اعتراض بهعنوان «جاسوسی» و استفاده از قوانین امنیتی تازه برای مشروعیتبخشی به برخوردها. رزمایش اخیر یگان فاتحین نیز پیامی آشکار به جامعه بود که حکومت آماده استفاده از زور است.
به گزارش یک گروه مخالف، شورای عالی امنیت ملی نیز دستورالعملی امنیتی برای مدیریت ناآرامیهای احتمالی ناشی از تشدید تحریمها تصویب کرده است. این دستورالعمل، مجموعهای از تدابیر میدانی، نظارتی و تبلیغاتی را برای حفظ «مقاومت اجتماعی» در بر میگیرد.
شرط بقا: انسجام بالا، سرکوب پایین
راهبرد دوگانه خامنهای ــ حفظ وحدت در رأس و کنترل در بدنه جامعه ــ با هدف خرید زمان طراحی شده است. او سه سال دشوار آینده را پیشبینی میکند و بر این باور است که اگر نظام بتواند ثبات داخلی را حفظ و اعتراضها را مهار کند، میتواند تا تغییر شرایط ژئوپلیتیکی دوام بیاورد.
بازگشت تحریمها، شکست بزرگ دیپلماتیک و ضربهای سنگین به اقتصاد ایران است، اما تهران بعید است به تشدید تنش متوسل شود. جمهوری اسلامی ترجیح میدهد سه سال باقیمانده از دولت ترامپ را با صبر پشت سر بگذارد، فضای داخلی را امنیتیتر کند، نمایش قدرت نظامی بدهد و منتظر انتخابات آمریکا بماند؛ با این امید که رئیسجمهوری مصالحهجو به کاخ سفید بازگردد.
صبر بهمثابه بقا
برای خامنهای، که اکنون سالخورده اما همچنان در رأس قدرت است، خویشتنداری نه نشانه ضعف بلکه ضرورتی برای بقاست. او میخواهد در تاریخ بهعنوان نماد مقاومت و چهرهای ضدآمریکایی به یاد بماند، نه رهبری که با «تسلیم بیقید و شرط» کنار رفت.
از دید ناظران خارجی، تناقض آشکار است: تحریمها ایران را کشوری محصور نشان میدهد، اما از نگاه تهران، وحدت، سرکوب و صبر، سه مؤلفه کافی برای عبور از بحراناند. در این چارچوب، ادامه بقا برای جمهوری اسلامی خود نوعی پیروزی به شمار میآید.
در مجموع، بازگشت تحریمها، هرچند ضربهای دیپلماتیک و اقتصادی برای ایران محسوب میشود، اما جمهوری اسلامی با اتخاذ رویکرد «صبر راهبردی» و تمرکز بر انسجام داخلی و کنترل اجتماعی، در پی مدیریت این بحران است. رهبران ایران با پرهیز از رویارویی مستقیم و انتظار برای تغییرات احتمالی در صحنه بینالملل، بهویژه در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، تلاش میکنند تا از این دوره دشوار عبور کنند. این استراتژی، بقای نظام را در اولویت قرار داده و آن را به مثابه پیروزی در برابر فشار خارجی قلمداد میکند.