سرویس خبری ایران من: در بحبوحه چالشهای اقتصادی و سیاسی کنونی کشور، تحلیلها و دیدگاههای متفاوتی درباره مسیر پیش رو و راهکارهای غلبه بر مشکلات مطرح میشود. گزارش پیش رو به بررسی عمیقتر وضعیت فعلی پرداخته و بر لزوم همگرایی، تدبیر و مدیریت کارآمد برای عبور از بحرانها تأکید میکند.
وضعیت کنونی و ریشههای مشکلات
به گزارش ایران من، توجه به وضعیت فعلی کشور، طرح هجمهها علیه دولت و طرح مساله استعفای رئیسجمهور، انحرافی و بیفایده است. اکنون دیگر بحث اصلاحطلب و اصولگرا مطرح نیست. واقعیت این است که کشور با مجموعهای از مشکلات جدی و انباشته روبهروست؛ مشکلاتی که ریشه آنها نه در دولت فعلی بلکه در روند اداره کشور طی سالهای گذشته، تحریمهای ظالمانه و تنشهای بینالمللی همچنین تنشها و اختلالات مدیریتی داخلی نهفته است. همین مسائل نیز کشور را به نقطه فعلی رسانده و موجب انباشت مشکلات و ناترازیها در حوزههای مختلف شده است.
ضرورت هماهنگی و جسارت مدیریتی
بنابراین موجسواری برخی بر موضوع استعفای رئیسجمهور بیش از آنکه جدی باشد، نوعی سادهسازی مساله است. برخلاف تصور این گروهها که گمان میکنند با جابهجایی افراد یا حذف یک چهره اجرایی میتوان مشکلات را حل کرد، واقعیت این است که امروز بیش از هر چیز به هماهنگی قوای سهگانه و جسارت مدیریتی بسیار بیشتر از وضع موجود نیاز داریم زیرا تنها با همکاری، انسجام و رویکردی عملیاتی میتوان به سوی حل مشکلات حرکت کرد.
رئیسجمهور نیز باید دایره استفاده از مدیران متخصص، کارآزموده و کارشناسان را گسترش دهد، مشورتهای دقیقتر و بیشتری بگیرد و اراده جدیتری در اعمال تصمیمات داشته باشد. در مقابل، قوای دیگر نیز باید با تمام توان از دولت پشتیبانی کنند. تمام سیاسیون، فارغ از گرایشها، موظفاند از رئیسجمهور منتخب مردم حمایت کنند.
در عین حال دولت نیز در صورت نیاز میتواند و لازم است، دست به تغییرات و خانهتکانیهای مدیریتی بزند.
چالشهای اقتصادی و راهکارهای غلبه بر آن
تلخ است اما باید پذیرفت که زندگی مردم امروز شیرین نیست؛ همانطور که دولت با ناترازی میان درآمد و هزینههایش دست بهگریبان است، میان حقوق کارگران و کارمندان و هزینههای زندگی نیز تناسب وجود ندارد. برای غلبه بر این وضعیت، دولت باید به ابتکارات جدید دست بزند، با جسارت خطشکنی کند و البته با تدبیر، درایت و بهرهگیری از نظرات دقیق کارشناسی به سمت مشکلات هجوم ببرد.
وحدت ملی و آینده کشور
در این میان نیز ضروری است که هیچیک از سیاستمداران کشور، چه در جبهه اصلاحات و چه در جبهه اصولگرایی، راهحلهای نشدنی و غیرواقعی ارائه ندهند بلکه همه باید اعلام آمادگی کنند که برای تحقق اهداف دولت و اجرای برنامههای ضروری کشور کمک کنند.
شاید با بسیج عمومی، ورود نیروهای تازهنفس به دولت و استفاده از مدیران جسور و خطشکن بهویژه در عرصه اقتصادی، بتوان بخشی از مشکلات را کاهش داد و مسیر حرکت کشور را از روند فرسایشی فعلی به مسیر تکاملی و رشد تغییر داد. امروز حفظ اتحاد و انسجام ملی یک ضرورت است. نباید با دامن زدن به موضوعات اختلافبرانگیز، آدرس غلط دهیم و بر مشکلات موجود بیفزاییم.
در نهایت، برای عبور از تنگناهای فعلی و رساندن کشور به مسیر رشد و توسعه، بیش از هر چیز به اتحاد ملی، رویکرد عملیاتی، و استفاده از ظرفیتهای مدیریتی جسورانه نیاز داریم. زمان آن است که همه گروههای سیاسی با پرهیز از اختلافات، به یاری دولت و مردم بشتابند و با همافزایی، آیندهای بهتر را رقم بزنند.