صفحه اصلی / یادداشت ها / عبدی: صدا و سیما به سکوی اعتبارسازی برای یک کلاهبردار تبدیل شد

عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی

عبدی: صدا و سیما به سکوی اعتبارسازی برای یک کلاهبردار تبدیل شد

عباس عبدی ابعاد کلاهبرداری "ح. خ" را با حمایت صدا و سیما و رانت‌های سیستمی فاش می‌کند. او با سوءاستفاده از طب سنتی، دانشگاه جعلی تأسیس کرد و هزاران جوان را فریب داد. پرونده قضایی او ۱۷ سال طول کشید که نشان‌دهنده ضعف نظارت و فساد ساختاری است.
فردی در حال سخنرانی در تلویزیون با نمادهای سنتی

سرویس خبری ایران من: در گزارشی تکان‌دهنده، ابعاد گسترده کلاهبرداری فردی به نام “ح. خ” که با سوءاستفاده از جایگاه صدا و سیما و حمایت‌های ساختاری، هزاران نفر را فریب داده و نظام سلامت و اعتماد عمومی را خدشه‌دار کرده است، مورد بررسی قرار می‌گیرد. این پرونده نه تنها به اقدامات یک فرد، بلکه به ریشه‌های عمیق‌تر فساد و ضعف نظارت در کشور اشاره دارد.

 

به گزارش ایران من، مساله اصلی شخص ح. خ و امثال او نیستند، بلکه ساختاری است که اینها را برمی‌کشد و انواع و اقسام رانت‌ها را در اختیار آنان می‌گذارد و در نهایت کار به اینجا می‌کشد. آنان نیز یکی از قربانیان فراوان این وضعیت هستند. ‌ اگر چه تعداد زیادی از جوانان و خانواده‌ها نیز قربانی کلاهبرداری او شدند، ولی اقدامات اصلی او در صدا و سیما رقم خورد که با حمایت مدیران آنجا رخ داد و فریبکاری وی به نام طب سنتی است که هزاران بیننده را به انحراف کشاند و صدا و سیمایی که مال ملت است را بیش از پیش بی‌اعتبار کرد.

 

نقش صدا و سیما و ابعاد کلاهبرداری

 

نکته مهم اینکه فعالیت وی از سال ۸۷ آغاز شده و امسال یعنی ۱۷ سال بعد به محکومیت رسیده و در این فاصله افراد و جوانان زیادی را خانه‌خراب کرده است و جالب اینکه در تمام این مدت در صدا و سیما درس طب سنتی به مردم می‌داد، و علیه علم سخن‌پراکنی می‌کرده و طبعا همه با حمایت صدا و سیما بوده است. چگونه ممکن است نظام امنیتی و اداری ایران اجازه بدهد که یک نفر یک دانشگاه جعلی پزشکی تأسیس کند و ارقام کلانی را از مردم بگیرد و با هیچ مانعی روبه‌رو نشود؟ بله درست حدس زدید؛ او با حضور در صدا و سیما چنین جایگاهی پیدا کرده بود و خود را خانواده شهید معرفی کرده و خودش را در رفت و آمد با مقامات حکومت معرفی می‌کرد.

 

همین‌ها کافی است تا دیگر کسی جرأت نکند که مانع کارش شود. جالب است که وی تبلیغ‌گر شبه‌علم طب سنتی است ولی در عمل دانشکده پزشکی علم‌محور تأسیس کرده است. خرافاتی که او در صدا و سیما تزریق می‌کرد، اندازه ندارد و گاه آدم فکر می‌کند که داخل مغز مدیران آن برنامه‌ها و اصولا مدیریت آنجا چیست که کسی مثل او را دعوت می‌کنند و تریبون می‌دهند تا بگوید که با فصد (رگ‌زنی) میان دو انگشت دست یک فرد آسیب‌دیده در صحنه تصادف رانندگی می‌توان فهمید که می‌میرد یا زنده می‌ماند و جان او را نجات داد! در واقع ح. خ این اندازه ساده‌لوح نبود که نفهمد یک عقل متعارف می‌فهمد که در حال گفتن خلاف است، ولی ظاهرا تصویری که از دست‌اندرکاران برنامه داشته، به خودش جرأت داده که این را بگوید. به‌علاوه پس از روی کار آمدن دولت رییسی یک توافق همکاری میان دانشگاه علوم پزشکی ایران و امامزاده عینعلی و زینعلی امضا شد که مجموعه‌ای از افراد نظامی و غیرنظامی حکومت عضو هیات‌ مدیره این امامزاده هستند ولی نکته بسیار مهم این است که درمانگاه سنتی این نهاد زیر نظر همین آقای حکیم ح. خ بود.

 

حمایت‌های سیستمی و ریشه‌های فساد

 

در اینجا می‌توان ساختار روابط و توزیع امتیازات و از همه مهم‌تر عدالت را به خوبی دید. ماجرا از سال ۱۳۸۷ آغاز می‌شود؛ یعنی در دولت احمدی‌نژاد که او مقدمات تأسیس چنین مثلا دانشگاه جعلی را فراهم می‌کند. از سال ۱۳۸۹ مثلا دانشجو می‌گیرد. مبالغ ارزی فراوانی را از مردم می‌گیرد. برای عادی‌سازی برخی از کلاس‌هایش را در یکی از دانشگاه‌های کشور برگزار می‌کند. فقط نمی‌دانیم که کلاس‌های عملی آن کجا بوده؟ ده‌ها جوان را سر کار گذاشته و در سال ۱۳۹۴ یک برگه کاغذ به عنوان مدرک می‌دهد که آنان هر جا می‌برند با استهزا مواجه می‌شوند در نتیجه شکایت می‌کنند.

 

از سال ۱۳۹۵ پرونده باز می‌شود؛ در اولین مرحله بازپرس با استدلالی عجیب او را تبرئه می‌کند که نیازمند پاسخگویی مسوولان قضایی آن سال است. این پرونده آن قدر کش پیدا می‌کند تا در در آبان امسال حکم جلب وی صادر و پس از آن غیب می‌شود! وی تا آخرین لحظه یکی از سلبریتی‌های صدا و سیما بود. مهمان تکراری برنامه صبحانه ایرانی بود! آخرین حضور او در مهرماه ۱۴۰۴ است. تعداد برنامه‌هایش را نمی‌دانم، ولی آن اندازه هست که رقیبی در تلویزیون نداشت. وی در انتخابات ۱۴۰۳، در ستاد رقیب پزشکیان به حمایت از او برآمده و خود را نیز عرضه می‌کند و توضیح می‌دهد که چه تعداد از دانشجویان شهید شده‌اند و تعداد نزدیکان شهیدش را ۵ تا ۷ نفر می‌گوید! و همه اینها علامت‌هایی مهم‌تر از ریشه‌های اقدامات مجرمانه اوست.

 

مسیر طولانی پرونده قضایی و بی‌اعتباری

 

البته ساده‌انگاری جوانان و خانواده‌های آنان را نیز باید در نظر داشت. چون با جایی طرف بودند که هیچ اعتباری نداشت، فقط به دلیل این نوع ارتباطات فریب او را خوردند و ساده‌لوحانه دنبال پزشک شدن رفتند، آن هم نزد کسی که دنبال طب سنتی است! کسی که ده‌ها بار از او به دلیل مداخلات در امر پزشکی شکایت شد و به جایی نرسید.

 

ساده‌انگاری عمومی و تداوم فریب

 

این گزارش نشان می‌دهد که پرونده “ح. خ” فراتر از یک کلاهبرداری ساده است و نمادی از نقص‌های ساختاری، عدم شفافیت و مسئولیت‌ناپذیری نهادهای نظارتی و رسانه‌ای است. برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی، بازنگری جدی در نحوه عملکرد صدا و سیما، سیستم قضایی و نهادهای اداری و امنیتی ضروری به نظر می‌رسد تا اعتماد عمومی بازسازی شده و عدالت به معنای واقعی کلمه برقرار گردد.

یادداشت های دیگر

مسعود پزشکیان در مراسم نکوداشت استاد رضا روزبه و اعلام جایزه ملی

مصطفی حسنی، کارشناس برندینگ

میرحسین موسوی بیانیه حصر رفراندوم

میرحسین موسوی، نخست وزیر دوران جنگ

سیدمصطفی تاجزاده، بحران اقتصادی، ولایت فقیه، اعتراضات، تغییر قانون اساسی

سید مصطفی تاج‌زاده، فعال سیاسی و زندانی سیاسی

سرکوب اعتراضات و تجمع مردم در خیابان‌های ایران

فرناز فصیحی، رئیس دفتر سازمان ملل برای روزنامه نیویورک تایمز

نام نویسنده:

تحلیلگر سیاسی

عضو خبرنامه "ایران من" شوید

خبرنامه هفتگی

آخرین اخبار مهم ایران و جهان را برای شما ارسال خواهیم کرد

عضویت

آخرین اخبار ایران و جهان