سرویس خبری ایران من: مقامات رسمی اعلام کردند که همزمان با درخواست دونالد ترامپ از مشاورانش برای تدوین گزینههای کمک به معترضان ایرانی جهت سرنگونی حکومت، یک ناو هواپیمابر ایالات متحده راهی خلیج فارس شده است. این تحولات در شرایطی رخ میدهد که هزاران نفر در جریان یکی از خونینترین سرکوبهای سالهای اخیر جان خود را از دست دادهاند و حکومت تهران برای بازپسگیری کنترل اوضاع تلاش میکند. رژیم ایران مدتهاست که به چالشی جدی برای واشنگتن تبدیل شده است.
اگر ترامپ نهایتاً تصمیم به مداخله بگیرد، هر اقدامی پیامدهای غیرقابل پیشبینی خواهد داشت و برخی گزینهها نیز ممکن است تأثیر چندانی نداشته باشند.
تردید در کارایی گزینه نظامی
تحلیلگران، قانونگذاران و مقامات پیشین دولت آمریکا بر این باورند که حمله محدود به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به عنوان ستون اصلی امنیتی ایران، بعید است سرنوشت قیام مردمی را تعیین کند. چالش اصلی این است که بدنه مخالفان عمدتاً از گروههای پراکنده غیرنظامی و غیرمسلح تشکیل شده است.
راسموس کریستین الینگ، دانشیار و کارشناس مسائل ایران در دانشگاه کپنهاگ، در این باره میگوید: «تا زمانی که معترضان بهشدت مسلح نیستند و آمادگی سازماندهی به عنوان نیروی چریکی را ندارند، بمباران سپاه پاسداران چه کمکی به آنها خواهد کرد؟»
او میافزاید: «در بهترین حالت، این اقدام سرکوب را برای مدتی کوتاه متوقف میکند؛ اما خنثیسازی کامل دستگاه سرکوب احتمالاً نیازمند هزاران حمله در یک بازه زمانی طولانی خواهد بود.»
اهرمهای فشار غیرنظامی
در کنار گزینه نظامی، راهکارهای دیگری برای فشار بر رهبری مذهبی ایران مطرح است؛ از جمله حملات سایبری به نهادهای نظامی و غیرنظامی، تشدید تحریمهای نفتی و تقویت جریان اطلاعرسانی ضدحکومتی در فضای مجازی.
تحلیلگران معتقدند تسهیل دسترسی ایرانیان به اینترنت، مثلاً از طریق تأمین ترمینالهای استارلینک یا ارائه ویپیانهای رایگان، به معترضان کمک شایانی خواهد کرد. این در حالی است که دولت ترامپ سال گذشته بودجه نهادهای فعال در حوزه آزادی اینترنت ایران را بهشدت کاهش داده بود.
جک ای. گلدستون، کارشناس انقلابها و تغییرات اجتماعی در دانشگاه جورج میسون، راهکار دیگری را پیشنهاد میدهد: آمریکا میتواند پیشنهاد رفع تحریمهای کمرشکن اقتصادی را روی میز بگذارد، مشروط بر اینکه رهبران نظامی و سیاسی میانهرو، آیتالله علی خامنهای و حلقه روحانیون اطراف او را کنار گذاشته و وعده برگزاری انتخابات برای تشکیل دولتی سکولار را بدهند.
گلدستون میگوید: «حتی اعضای سپاه پاسداران که از جایگاه ویژه خود در اقتصاد سود فراوان بردهاند، در صورت فروپاشی اقتصاد ممکن است تصمیم بگیرند به رژیم پشت کنند.»
وضعیت میدانی و واکنش واشنگتن
اعتراضات اخیر که اواخر دسامبر و در پی تشدید مشکلات معیشتی آغاز شد، به سرعت رنگوبوی سیاسی گرفت و مردم با حضور در خیابانها خواستار تغییر رژیم شدند. نیروهای امنیتی با قطع تقریباً کامل ارتباطات و خشونت شدید به این اعتراضات پاسخ دادند. فعالان حقوق بشر شمار کشتهشدگان را نزدیک به ۵۰۰۰ نفر برآورد کردهاند.
ترامپ که ابتدا با وعده «کمک در راه است» معترضان را به ادامه حضور در خیابان فراخوانده بود، بعدتر مدعی شد که تهران کشتار را متوقف کرده و بدینترتیب دلیلی را که برای تهدید نظامی مطرح کرده بود، پس گرفت. با این حال، مقامات آمریکایی میگویند ترامپ همچنان وضعیت را رصد میکند و گزینه حمله نظامی را کنار نگذاشته است.
محدودیتهای مداخله خارجی
تحلیلگران تأکید دارند که قدرتهای خارجی توان محدودی برای تغییر بنیادینِ نتیجه قیامهای مردمی دارند. پیمان جعفری، کارشناس جنبشهای اجتماعی ایران در دانشگاه «ویلیام اند مری» ویرجینیا، میگوید: «فکر نمیکنم کمک خارجی بتواند وضعیت را آنقدر تغییر دهد. مسئله اصلی، موازنه قدرت در میدان است.»
او هشدار میدهد که حمله خارجی میتواند میلیونها نفر را در دفاع از جمهوری اسلامی متحد کند؛ حکومتی که با وجود عدم محبوبیت، همچنان پایگاه اجتماعی دارد و در انتخابات ۲۰۲۴ بیش از ۱۳ میلیون نفر به تندروترین نامزد آن رأی دادند. جعفری معتقد است: «شما شاهد فعالسازی ایدئولوژیک آن گروه خواهید بود.»
علاوه بر این، حمله نظامی ممکن است مقامات ایران را به تشدید سرکوب وادار کند. حکومت هماکنون معترضان را به جاسوسی و تروریسم متهم میکند؛ اتهاماتی که میتواند حکم اعدام در پی داشته باشد. حمله خارجی میتواند ماشه استفاده از اهرمهای نهایی مانند حکومت نظامی، اعدامهای دستهجمعی و استقرار تانکها در خیابانها را بکشد.
درسهای تاریخی و تفاوت با انقلاب ۵۷
انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ به دلیل اتحاد سه رکن قدرت در جامعه ایران (مردم، روحانیت و بازار) و بدون مداخله خارجی موفق به سرنگونی شاه شد؛ ائتلافی که شکلگیری آن سالها زمان برد اما در اعتراضات کنونی هنوز محقق نشده است. نشانههای ورود قیام به مرحله جدیتر میتواند شامل برگزاری تظاهرات در روز روشن (نشانه جسارت معترضان) و اعتصابات کارگری فلجکننده، بهویژه در صنعت نفت باشد. همچنین برخلاف انقلابهای موفق، هنوز شکاف و ریزش محسوسی در بدنه امنیتی ایران رخ نداده است.
تاریخ نشان میدهد حمایت خارجی بهندرت عامل تعیینکننده در سقوط دیکتاتورها بوده و نتایج درازمدت آن نیز پیچیده است. بمبارانهای ناتو در سال ۱۹۹۹ به قیام کوزوو کمک کرد، اما حفظ صلح نیازمند حضور هزاران نیروی حافظ صلح برای سالها بود. در لیبی (۲۰۱۱) نیز حملات هوایی ناتو به سقوط قذافی کمک کرد، اما بیثباتی و خشونت دامنهدار همچنان در آن کشور ادامه دارد.
به باور تحلیلگران، این تجربیات نشان میدهد که الگوی مورد علاقه ترامپ (ضربه سریع و عقبنشینی، مشابه حمله به سایتهای هستهای یا دستگیری مادورو) در ایران کارساز نیست. انجام عملیاتی مشابه دستگیری مادورو در ایران دور از ذهن است؛ کشوری وسیع با لایههای حفاظتی سنگین برای آیتالله خامنهای، از جمله یگان «ولی امر» با هزاران نیروی زبده.
همچنین، آیتالله خامنهای یک مقام بوروکراتیک نیست که با یک چهره همسو با غرب جایگزین شود. او در ساختار جمهوری اسلامی نماینده خدا و رهبر معنوی میلیونها شیعه قلمداد میشود. حذف فیزیکی یا دستگیری او نه تنها واکنش خشن ایران، بلکه آشوبی منطقهای را در پی خواهد داشت.
اهداف احتمالی حمله
در صورت تصمیم ترامپ به اقدام نظامی، حمله هدفمند به بازوهای امنیتی گزینهای محتملتر است. گروه فشار «اتحاد علیه ایران هستهای» (UANI) اخیراً گزارش اطلاعاتی ۱۰۰ صفحهای به کاخ سفید ارائه کرده و در آن ۵۰ هدف را مشخص کرده است. تمرکز اصلی این گزارش بر «قرارگاه ثارالله» است که آن را مهره حیاتی سپاه در سرکوب اعتراضات میداند.
جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی ترامپ، فراتر از این رفته و میگوید آمریکا باید پایگاههای سپاه، نیروی بسیج، تأسیسات هستهای و موشکی و نیروی دریایی را هدف قرار دهد. او در مصاحبه با «نیوز نیشن» تأکید کرد: «بیایید ببینیم آیا میتوانیم به مخالفان کمک کنیم. یک حمله مقطعی و تکضربتی لزوماً این کار را نخواهد کرد.»
با این حال، حتی حملات هدفمند نیز خطرات خود را دارد. ایلان گلدنبرگ، مسئول سابق میز ایران در پنتاگون، هشدار میدهد: «فکر میکنم این کار پتانسیل عظیمی برای باز کردن جعبه پاندورا در داخل ایران دارد؛ جایی که مخالفان موقتاً برمیخیزند اما رژیم همچنان قدرت زیادی دارد. و نام آن وضعیت، جنگ داخلی است.»