صفحه اصلی / یادداشت ها / شلیک به قصد کُشت، روایت نیویورک‌تایمز از سرکوب مرگبار اعتراضات ایران

فرناز فصیحی، رئیس دفتر سازمان ملل برای روزنامه نیویورک تایمز

شلیک به قصد کُشت، روایت نیویورک‌تایمز از سرکوب مرگبار اعتراضات ایران

این گزارش به بررسی سرکوب گسترده اعتراضات در ایران می‌پردازد که با دستور مستقیم مقامات عالی‌رتبه آغاز شد. مستندات ویدیویی و شهادت پزشکان نشان‌دهنده استفاده از سلاح‌های جنگی علیه معترضان در ۱۹ شهر است.
سرکوب اعتراضات و تجمع مردم در خیابان‌های ایران

سرویس خبری ایران من: گزارش پیش‌رو به بررسی ابعاد گسترده و تکان‌دهنده سرکوب اعتراضات سراسری در شهرهای مختلف ایران و مستندات مربوط به تلفات انسانی می‌پردازد.

 

در تهران، پایتخت ایران، نیروهای امنیتی از بام یک کلانتری به سوی معترضان آتش گشودند. در کرج، مأموران با شلیک گلوله‌های جنگی به میان جمعیت راهپیمایان، یک نفر را از ناحیه سر هدف قرار دادند و در اصفهان، هم‌زمان با طنین صدای تیراندازی و انفجار، مردان جوان ناچار به پناه گرفتن در کوچه‌ها شدند.

 

اعتراضات پراکنده که از اواخر دسامبر با اعتصاب در بازار تهران آغاز شده و در پی وخامت وضعیت اقتصادی شدت گرفته بود، تا اوایل ژانویه به قیامی سراسری بدل شد؛ قیامی که نیروهای امنیتی با توسل به قوای قهریه مرگبار، سرکوب آن را آغاز کردند.

 

فرمان سرکوب و آغاز خشونت‌های مرگبار در خیابان‌ها

 

نگرانی حکومت تنها معطوف به اعتراضات نبود؛ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، ضمن تشویق معترضان، تهدید به مداخله نظامی کرده بود. در بسیاری از نقاط، آشوب‌ها هم‌زمان با اعتراضات مسالمت‌آمیز شعله‌ور شد و ساختمان‌های دولتی، اماکن تجاری، مساجد و کلانتری‌ها به آتش کشیده شدند.

 

به گفته دو مقام ایرانی مطلع از دستورات رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای روز جمعه ۹ ژانویه به شورای عالی امنیت ملی — نهاد مسئول حفاظت از کشور — دستور داد تا اعتراضات را به هر وسیله ممکن سرکوب کند. این مقامات اعلام کردند که نیروهای امنیتی با دستور «شلیک به قصد کشت» و عدم نشان دادن هیچ‌گونه ترحمی به خیابان‌ها اعزام شدند و پس از آن، آمار تلفات به شدت افزایش یافت.

 

با وجود قطع اینترنت و اختلال در خدمات تلفنی توسط حکومت، برخی شهروندان موفق شدند با دور زدن محدودیت‌ها، مشاهدات عینی و صدها ویدیو را به اشتراک بگذارند؛ مستنداتی که «نیویورک‌تایمز» بسیاری از آن‌ها را گردآوری و اصالت‌سنجی کرده است. تایمز ویدیوهایی را تأیید کرده که نشان می‌دهد نیروهای امنیتی در اوایل ژانویه در دست‌کم ۱۹ شهر مختلف و حداقل ۶ محله در تهران، به روی معترضان آتش گشوده‌اند.

 

این ویدیوها وسعت و شدت سرکوب حکومتی را آشکار می‌کنند. شهادت پزشکان و یک پرستار شاغل در بیمارستان‌های ایران، به همراه عکس‌های ارسالی از یک شاهد عینی که تایمز اصالت آن‌ها را تأیید کرده و انتقال صدها قربانی به یک سردخانه در تهران را نشان می‌دهد، گواهی بر این مدعاست.

 

تایمز همچنین با ۲۴ شهروند ایرانی در شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، رشت و اهواز که در اعتراضات شرکت داشته‌اند، و نیز با بستگان افراد کشته‌شده گفت‌وگو کرده است. تمامی معترضان، ساکنان و کادر درمانی که در این گزارش با آن‌ها مصاحبه شده، به دلیل هراس از اقدامات تلافی‌جویانه، درخواست کرده‌اند که نامشان محفوظ بماند.

 

تا روز دوشنبه ۱۲ ژانویه، اعتراضات تا حد زیادی سرکوب شد. با انتشار اطلاعات بیشتر از ایران، خبرگزاری «هرانا» (ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران) مستقر در واشنگتن، اعلام کرد که آمار کشته‌شدگان به حداقل ۵۲۰۰ نفر، شامل ۵۶ کودک رسیده است. سازمان حقوق بشر ایران، مستقر در نروژ نیز کشته شدن دست‌کم ۳۴۰۰ نفر را تأیید کرده است. هر دو سازمان تأکید دارند که با ادامه روند راستی‌آزمایی، این ارقام ممکن است تا دو یا سه برابر افزایش یابد.

 

در مقابل، شورای امنیت ملی ایران در بیانیه‌ای شمار جان‌باختگان را ۳۱۱۷ نفر اعلام کرد که ۴۲۷ نفر از آنان را نیروهای امنیتی تشکیل می‌دهند. مقامات رسمی، از جمله آیت‌الله خامنه‌ای، مسئولیت این قیام و کشتارها را متوجه هسته‌های تروریستی وابسته به اسرائیل و ایالات متحده دانسته‌اند. رها بحرینی، حقوقدان و پژوهشگر امور ایران در سازمان عفو بین‌الملل، در این باره گفت: «این صرفاً یک سرکوب خشن اعتراضات نیست. این یک کشتار سازمان‌یافته دولتی است.»

 

در تاریخ ۸ ژانویه، نسیم پورآقایی، ۴۵ ساله و مادر دو فرزند، همراه با همسرش علی و جمعیت بزرگی از مردم در محله صادقیه تهران راهپیمایی می‌کردند. او طی تماسی تلفنی با مادرش، جو حاکم را پرشور و حضور مردم را گسترده توصیف کرده بود. اما ناگهان وضعیت مرگبار شد. یکی از بستگان خانم پورآقایی که وقایع آن شب را بر اساس روایت علی بازگو می‌کرد، گفت که همسر نسیم پشت سر او حرکت می‌کرد و برای محافظت، دستانش را دور شانه‌های او حلقه کرده بود. به گفته این منبع، گلوله‌ای به گردن خانم پورآقایی اصابت کرد؛ او نقش بر زمین شد و شروع به استفراغ خون کرد.

 

همسرش در حالی که صورت او را میان دستانش گرفته بود، فریاد می‌زد: «نسیم، نسیم، نسیم.» اما پاسخی نشنید. او از معترضانی که از صحنه آشوب می‌گریختند التماس‌کنان درخواست کمک کرد، اما کسی جلو نیامد. خویشاوند آن‌ها نقل می‌کند که همسرش با احساس سرد شدن بدن همسرش، او را از زمین بلند کرد و برای رسیدن به خودرویشان یک ساعت و نیم پیاده رفت. زمانی که به بیمارستان رسیدند، مرگ نسیم تأیید شد. ویدیویی که توسط تایمز تأیید شده، صدای شلیک مستقیم به سمت معترضان در صادقیه را ضبط کرده است؛ جایی که مردم هم‌زمان با شنیدن صدای گلوله جیغ می‌کشند و می‌گریزند.

 

حدود ۴۰ ویدیوی تأییدشده، مردان مسلح و نیروهای امنیتی را در حال سرکوب تظاهرات نشان می‌دهند. در این تصاویر، مأموران اغلب به صورت دو نفره سوار بر موتورسیکلت دیده می‌شوند و از تجهیزات مختلفی شامل سلاح گرم، باتوم و گاز اشک‌آور استفاده می‌کنند. در ویدیویی از میدان هفت‌حوض تهران، زنان و مردان در میان رگبار گلوله فرار می‌کنند. ویدیوی دیگری که تایمز آن را تأیید کرده، معترضانی را نشان می‌دهد که با زخم‌های مشهود بر پا، لنگ‌لنگان دور می‌شوند و رد خون بر پیاده‌رو بر جای می‌گذارند. در خیابان نیز افرادی دیده می‌شوند که مجروحان ناتوان از حرکت را حمل می‌کنند.

 

محمد، مغازه‌دار ۴۰ ساله، می‌گوید روز جمعه ۹ ژانویه به همراه برادر کوچکترش در میان معترضان در تهران‌پارس (محله‌ای متوسط در شرق تهران) حضور داشت که صدای رگبار گلوله شنیده شد. او گفت: «من دو مرد جوان را دیدم که در حال فرار نقش بر زمین شدند؛ آن‌ها از پشت تیر خوردند.» یک ویدیو نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی بیش از شش دقیقه از پشت‌بام یک کلانتری در تهران‌پارس به سمت معترضان شلیک می‌کنند. این ویدیو شعله‌های دهانه چندین تفنگ را ثبت کرده و صدای صدها شلیک و آنچه به نظر می‌رسد رگبار سلاح خودکار باشد، شنیده می‌شود. در حالی که گروهی از معترضان در خیابان مجاور فرار می‌کنند، دقایقی بعد فردی کشان‌کشان به داخل حیاط کلانتری برده می‌شود.

 

ویدیوی دیگری که در همان خیابان و در مسیر تیراندازی نیروهای امنیتی ضبط شده، معترضان را در حال پناه گرفتن نشان می‌دهد. شخصی فریاد می‌زند: «گوشیت رو بذار پایین، می‌زنن دستت رو قطع می‌کنن. یه تک‌تیرانداز بینشونه.» هم‌زمان با شعارهای «مرگ بر خامنه‌ای»، صدای برخورد گلوله‌ها در نزدیکی شنیده می‌شود. ویدیوی تأییدشده دیگری از بیمارستان تهران‌پارس در همان حوالی، چندین کیسه جسد را نشان می‌دهد که بیرون ورودی اورژانس ردیف شده‌اند و صدای شیون مردم فضا را پر کرده است.

 

در مرکز تهران، یک زوج برخورد خشنی را با نیروهای بسیج تجربه کردند. زن ۵۰ ساله که طراح است، در مصاحبه‌ای گفت نیروهای لباس‌شخصی بسیج سوار بر موتورسیکلت در محله کریم‌خان، بی‌محابا به هوا و به سمت مردم شلیک می‌کردند و فریاد می‌زدند: «برگردید تو.» همسر این زن با اصابت گلوله ساچمه‌ای به کمرش مجروح شد. زن روایت کرد که یکی از بسیجیان او را که پشت یک تیر برق پنهان شده بود پیدا کرد، به او نزدیک شد و تفنگ را در چند میلی‌متری چشمش، به سمت پیشانی او گرفت. مأمور تهدید به کشتن او کرد، اما سپس گفت که گلوله‌هایش تمام شده است.

 

مجموعه‌ای از ویدیوهای تأییدشده توسط تایمز مربوط به ۸ ژانویه در فردیس (حومه کرج)، صدها نفر را نشان می‌دهد که راهپیمایی می‌کنند و سپس با شلیک گاز اشک‌آور متفرق می‌شوند. صدای گلوله شنیده می‌شود و ویدیوی دیگری در نزدیکی یک کلانتری در فردیس، معترضی را نشان می‌دهد که ظاهراً از ناحیه سر هدف قرار گرفته است. هم‌زمان با پناه گرفتن مردمِ وحشت‌زده، صدای بیش از ۲۴ شلیک به گوش می‌رسد. در آخرین ویدیو، اجساد بی‌جان هفت نفر روی زمین دیده می‌شود.

 

در مشهد، شهر مذهبی شمال شرق ایران، ویدیویی تأییدشده تجمع عظیم مردم و سر دادن شعارهای ضدحکومتی در تاریخ ۸ ژانویه را نشان می‌دهد. اواخر همان شب، گروهی از معترضان در جاده‌ای حدود یک مایل دورتر از محل تجمع در حرکت بودند که مورد هجوم نیروهای امنیتی موتورسوار قرار گرفتند. برخی مأموران پیاده شدند و تظاهرکنندگان را با باتوم ضرب‌وجرح کردند، در حالی که دیگران پخش شده و هم‌زمان با صدای تیراندازی، سلاح‌های خود را به سمت خیابان نشانه رفتند. در ویدیوی دیگری از اعتراضات مشهد که توسط تایمز تأیید شده، فردی روی زمین افتاده و دیگران برای کمک به سوی او می‌دوند. فردی که ویدیو را ضبط می‌کند، می‌گوید: «ببینید، یه دختر رو زدن. دارن از سلاح جنگی استفاده می‌کنن.»

 

وضعیت بحرانی بیمارستان‌ها و گزارش‌های تکان‌دهنده کادر درمان

 

بر اساس مصاحبه‌ها و پیام‌های متنی هشت پزشک و یک پرستار در ایران، بیمارستان‌های سراسر کشور که با هزاران معترض مجروح پر شده بودند، آمادگی مواجهه با حجم بالای زخم‌های گلوله را نداشتند. خشونت با سلاح گرم در ایران پدیده‌ای نادر است و شهروندان عادی اجازه حمل سلاح ندارند. پزشکان و پرستاری که مشاهدات خود را از تهران، مشهد، اصفهان و زنجان به اشتراک گذاشتند، صحنه‌هایی از هرج‌ومرج را توصیف کردند: کادر درمانی با روپوش‌های غرق در خون، دیوانه‌وار برای نجات جان‌ها تلاش می‌کردند. به گفته آن‌ها، بیماران روی نیمکت‌ها، صندلی‌ها و حتی کفِ اورژانس‌های پر ازدحام دراز کشیده بودند.

 

بیمارستان‌ها با کمبود خون مواجه شده و به دنبال جراحان تروما و عروق بودند. همچنین قطع اینترنت مانع از دسترسی کادر درمان به سوابق پزشکی بیماران می‌شد. پرستاری در بیمارستان نیکان تهران وضعیت را به «منطقه جنگی» تشبیه کرد. پزشکی در بیمارستان دولتی شهدای تجریش در شمال تهران گفت که در روزهای اوج خشونت (۹ و ۱۰ ژانویه)، کادر درمان در هر ساعت حدود ۷۰ مجروح با زخم گلوله را ویزیت می‌کردند و بسیاری از بیماران هنگام ورود یا کمی پس از آن جان می‌باختند.

 

در یک پیام صوتی ارسالی به تایمز، پزشکی در مشهد وضعیت بیمارستان خود را «وحشتناک» خواند. او گفت علاوه بر شمار بالای مجروحان، نیروهای امنیتی خواستار دسترسی به بیماران برای بازداشت آن‌ها بودند. به گفته او، تیمی از پزشکان یک واحد تریاژ موقت در ویلایی خارج از شهر برپا کردند تا بیمارانی را که از رفتن به بیمارستان وحشت داشتند، درمان کنند. یک متخصص بیهوشی در بیمارستانی در محله ستارخان تهران طی پیامکی اعلام کرد که تنها در یک شب، ۳۰۰ معترض مجروح پذیرش شده‌اند. پیامک دیگری از یک پزشک در بیمارستان دانشگاهی زنجان حاکی از آن بود که اکثر قربانیان از ناحیه بالاتنه، سر و گردن هدف قرار گرفته‌اند و بیمارستان حدود ۲۰۰ کشته ثبت کرده است.

 

تایمز عکس‌ها و ویدیوهایی از داخل بیمارستان‌ها دریافت کرد که به دلیل شدت دلخراش بودن، قابل انتشار نیستند. تصاویر بسیار تکان‌دهنده دیگری توسط حساب کاربری‌ای منتشر شد که سابقه انتشار مستندات تأییدشده را دارد؛ این تصاویر اجساد خونین و بی‌جانی را در بیمارستان‌هایی که گفته می‌شود در تهران هستند، نشان می‌داد که برخی از ناحیه سر هدف قرار گرفته بودند. تایمز نتوانست به‌طور مستقل تصاویر داخل بیمارستان‌ها را تأیید کند. یک جراح در پیامی متنی گفت بیمارستان چشم‌پزشکی فارابی تهران، قطب ملی چشم‌پزشکی، در ۸ ژانویه حدود ۵۰۰ مورد آسیب چشمی ناشی از گلوله‌های ساچمه‌ای و در دو شب بعد، صدها مورد آسیب با گلوله‌های جنگی ثبت کرده است. او که سه شب متوالی در اتاق عمل بود، گفت زمانی که مجبور شد هر دو چشم یک کودک ۱۳ ساله را تخلیه کند، آرزوی مرگ کرده است.

 

پزشکی در اصفهان در پیامکی نوشت: «جوانانی را دیدم که مغزشان با گلوله‌های جنگی متلاشی شده بود؛ مادری که از ناحیه گردن تیر خورده بود در حالی که دو کودک خردسالش در ماشین گریه می‌کردند؛ و کودکی که مثانه، لگن و راست‌روده‌اش با گلوله خرد شده بود.» این پزشک افزود: «آنچه شاهد بودم تا ابد کابوس من خواهد بود. احساس گناه می‌کنم که زنده‌ام.» دکتر کیوان میرهادی، پزشک ایرانی-آمریکایی ساکن نیویورک که در تماس مداوم با کادر پزشکی ایران بوده، عکس‌ها، ویدیوها و مکالمات متنی را با تایمز به اشتراک گذاشت که ده‌ها مورد زخم مشهود ناشی از گلوله و ساچمه بر تنه، اندام‌ها، سر و چشم‌ها را نشان می‌دهد.

 

دکتر میرهادی گفت: «آن‌ها عملاً دارند مردم را در خیابان‌ها اعدام می‌کنند. از روز پنجشنبه، گزارش‌های جراحاتی که دریافت می‌کردم به‌طور قابل‌توجهی تغییر کرد؛ از ضرب‌وجرح و شکستگی به شکستگی جمجمه و زخم گلوله تبدیل شد.» برخی از این تصاویر توسط افرادی ارسال شده بود که برای درمان زخم‌های خود یا بستگانشان مشاوره می‌خواستند؛ از جمله زخم گلوله در پای یک مرد یا چشمی که خون از شکافی بالای آن جاری بود. تایمز نمونه‌ای شامل ۱۷ تصویر را برای «گروه مستقل کارشناسان پزشکی قانونی» (تحت هماهنگی شورای بین‌المللی توانبخشی قربانیان شکنجه) ارسال کرد. تشخیص آن‌ها این بود که جراحات ظاهراً ناشی از شلیک «باک‌شات» (چهارپاره) یا «بردشات» (ساچمه ریز) از فاصله نزدیک است. خبرگزاری هرانا نیز تعداد قابل‌توجهی از جراحات ناشی از ساچمه، از جمله شلیک به کره چشم را مستند و اعلام کرد که ۷۴۰۲ نفر دچار جراحات جدی شده‌اند.

 

ویدیویی که توسط شبکه «ایران اینترنشنال» به دست آمده و تایمز آن را تأیید کرده، اجسادی را در حیاط بیمارستان الغدیر نشان می‌دهد؛ مکانی کمتر از یک مایل دورتر از میدان هفت‌حوض که معترضان در آنجا هدف قرار گرفتند. اجساد پوشانده شده، برخی در کیسه‌های پلاستیکی و برخی در پتو پیچیده شده‌اند. زنی بر روی جسد مردی که در پتو پیچیده شده و چشمانش باز مانده، خم شده، می‌گرید و با او سخن می‌گوید.

 

فاجعه در سردخانه کهریزک و برگزاری مراسم‌های خاکسپاری معترضان

 

اجسادِ کفن‌پیچ در کیسه‌های پلاستیکی سیاه، تمام فضاها و سطوح را اشغال کرده بودند؛ روی هم در یخچال‌ها، روی زمینِ داخل ساختمان، و ردیف به ردیف در پارکینگ و حیاط. سردخانه اصلی تهران، مرکز پزشکی قانونی کهریزک، بلافاصله پس از وقوع کشتار پر شده بود. تعداد اجساد چنان از ظرفیت فراتر رفت که یک مقام دولتی در تلویزیون به آن اعتراف کرد، هرچند مسئولیت کشتارها را به گردن هسته‌های تروریستی انداخت. بر اساس ویدیوها و روایت یک شاهد عینی، مدیریت اجساد نیز با بی‌نظمی همراه بود. خانواده‌هایی که در جست‌وجوی عزیزانشان بودند به سالنی هدایت می‌شدند که نمایشگری چهره‌های مردگانِ شماره‌گذاری‌شده را نشان می‌داد. به گفته شاهد، از برخی قربانیان به دلیل شدت جراحات و نیاز به شناسایی، چندین عکس از زوایای مختلف وجود داشت.

 

گاهی خانواده‌ها درخواست می‌کردند تصویر ثابت بماند یا زوم شود. برخی دیگر بلافاصله عزیزشان را شناخته و از هوش می‌رفتند. صدای فریاد، شیون و کوبیدن بر سر و صورت از شدت غم و شوک فضا را پر کرده بود. تصاویر و ویدیوهای متعدد تأییدشده توسط تایمز، صدها جسد را نشان می‌دهد که ظرف چند روز پس از شروع اعتراضات در ۸ ژانویه در کهریزک انباشته شده بودند. بیرون مرکز، مردان حین جست‌وجو زیپ کیسه‌های سیاه را باز می‌کردند و با یافتن اجساد، اشک‌بار یکدیگر را در آغوش می‌کشیدند. داخل سالن بزرگ نیز زنان شیون می‌کردند. یک ویدیوی ۱۶ دقیقه‌ای از محوطه بیرونی، نزدیک به ۳۰۰ قربانی را چیده‌شده روی پیاده‌روها و آسفالت نشان می‌دهد. فیلم‌بردار می‌گوید: «یه صفه. یه صف از مردم، تا بتونن جنازه‌هاشون رو تحویل بگیرن. جوون‌ها. نور چشم‌هاشون.»

 

کارکنان با روپوش سفید مشغول باز کردن کیسه‌ها و معاینه زخم‌ها بودند؛ یکی زخمی خونین در پشت سر قربانی را ثبت می‌کرد و دیگری زخم‌های گلوله بر بدن قربانی دیگر را. دوربین مردمی را نشان می‌دهد که از جسدی به جسد دیگر می‌روند و پدری که هق‌هق‌کنان به دنبال پسرش، سپهر شکری ۱۹ ساله (بوکسور) می‌گردد و فریاد می‌زند: «سپهر، پسرم، کجایی؟ لعنت بر خامنه‌ای، این جنایت اونه. سپهر، بابا، کجایی؟» تایمز عکس‌هایی از بیش از ۳۰۰ جسد در کهریزک به دست آورده است. عکس‌ها چهره مردگان را با کارت شناسایی روی سینه نشان می‌دهند. ده‌ها مورد با عنوان «ناشناس» (مرد، زن، کودک) و بیش از ۱۹۰ مورد تنها با شماره علامت‌گذاری شده بودند. تایمز هویت ۲۹ نفر را شناسایی کرد، از جمله محمد عرفان فرجی، ۱۸ ساله، که طبق گزارش‌ها در اعتراضات شهر ری (حدود ۱۰ مایلی سردخانه) تیر خورده بود.

 

اکثریت اجساد ضربه شدید به سر، بریدگی‌های عمیق و کاسه چشم متلاشی‌شده داشتند و برخی به‌شدت تغییر شکل داده بودند. وجود لوله در دهان و پدهای نوار قلب روی سینه برخی اجساد، نشان‌دهنده انتقال آن‌ها از بیمارستان بود. دکتر نظام پیروانی، مشاور پزشکی قانونیِ «پزشکان برای حقوق بشر»، پس از تحلیل تصاویر گفت شواهد نشان می‌دهد قربانیان متعددی «در صحنه یا بازداشت به‌طرز وحشیانه‌ای مورد ضرب‌وجرح قرار گرفته‌اند.» شاهد عینی در سردخانه گفت: زمانی که زنی با دیدن همسرش روی صفحه نمایش بر زمین افتاد، زن دیگری به او نزدیک شد و گفت: «پاشو، پاشو عزیزم، کار داری.»

 

در سراسر ایران، مراسم‌های تدفین در حال برگزاری است؛ والدینی که کودکانشان را به خاک می‌سپارند و کودکانی که والدین را. خواهران، برادران، دوستان و همکاران در دسته‌های عزاداری شرکت می‌کنند. با انتشار داستان قربانیان در شبکه‌های اجتماعی، ابعاد قیام روشن‌تر می‌شود. کشته‌شدگان طیف وسیعی از جامعه ایران را نمایندگی می‌کنند. بسیاری از آن‌ها بسیار جوان بودند؛ نوجوانان و جوانانِ بیست و چند ساله‌ای که خانواده‌هایشان می‌گویند با رویای آزادی و آینده‌ای بهتر به خیابان آمدند. در میان جان‌باختگان، یک ستاره بسکتبال ۲۱ ساله تیم ملی، یک فوتبالیست کُرد ۱۷ ساله عضو باشگاه ملی جوانان، یک قهرمان شنای ۱۵ ساله، یک دانشجوی ۱۹ ساله رشته ایتالیایی و یک معلم زبان انگلیسی ۲۶ ساله دیده می‌شوند.

 

عمه سینا اشکبوسی، ۱۷ ساله، در پیامی صوتی مرگ او را در ۸ ژانویه تأیید کرد و گفت: «سینا با اصابت گلوله مستقیم به قلبش در تهران‌پارس کشته شد. او خیلی باهوش بود، یک رویاپرداز. او دنبال آزادی بود و خیلی مهربان بود.» ویدیوهای تأییدشده نشان می‌دهد که مراسم‌های خاکسپاری به صحنه اعتراض تبدیل شده و هزاران نفر با در دست داشتن تصاویر قربانیان، شعار «مرگ بر خامنه‌ای» سر می‌دهند. تصاویر، جمعیت عظیمی را در تشییع جنازه سه قربانی در ملکشاهی (ایلام) و همچنین در مراسم خاکسپاری علیرضا سعیدی ۱۶ ساله در آبدانان نشان می‌دهد که گفته می‌شود در تهران کشته شده است. در این مراسم‌ها و مراسم احمد خسروانی، ستاره بسکتبال، جمعیت به جای آیین‌های سنتی گریه و شیون، یک‌صدا دست زدند و فریاد برآوردند: «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده.»

 

این گزارش با تکیه بر مستندات ویدیویی و شهادت‌های عینی، تصویری از یکی از خونین‌ترین دوره‌های سرکوب در تاریخ معاصر ایران را ترسیم می‌کند.

یادداشت های دیگر

مسعود پزشکیان در مراسم نکوداشت استاد رضا روزبه و اعلام جایزه ملی

مصطفی حسنی، کارشناس برندینگ

میرحسین موسوی بیانیه حصر رفراندوم

میرحسین موسوی، نخست وزیر دوران جنگ

سیدمصطفی تاجزاده، بحران اقتصادی، ولایت فقیه، اعتراضات، تغییر قانون اساسی

سید مصطفی تاج‌زاده، فعال سیاسی و زندانی سیاسی

سرکوب اعتراضات و تجمع مردم در خیابان‌های ایران

فرناز فصیحی، رئیس دفتر سازمان ملل برای روزنامه نیویورک تایمز

نام نویسنده:

رئیس دفتر سازمان ملل برای روزنامه نیویورک تایمز

عضو خبرنامه "ایران من" شوید

خبرنامه هفتگی

آخرین اخبار مهم ایران و جهان را برای شما ارسال خواهیم کرد

عضویت

آخرین اخبار ایران و جهان