سرویس خبری ایران من: ملت ایران در جنگ اخیر عظمت و استقامت خود را نشان داد. مردم این سرزمین با وحدت و همبستگی در برابر تجاوز ایستادند. اکنون زمان آن رسیده که حکمرانان به مردم اعتماد بیشتری کنند. این اعتماد کلید بازسازی و پیشرفت کشور است.
دفاع مقدس و عظمت ملی
به گزارش ایران من، در روزگاری که سایه جنگ بر آسمان ایران سنگینی میکرد، مردمی از جنس نور و استقامت، بار دیگر نشان دادند که قلب تپنده این سرزمینند. اسرائیل با حمایت آمریکا جنگی را به ملت ایران تحمیل کرد. این جنگ صحنهای بود که در آن مردم، با همه دشواریها بار دیگر عظمت روح خود را به نمایش گذاشتند.
اکنون که غبار این جنگ تحمیلی فرو مینشیند، زمان آن است تا از این آزمون بزرگ، درسی بزرگ هم بگیریم. این درس میگوید که اعتماد به مردم بزرگترین سرمایه برای بازسازی و پیشرفت است. این نوشتار، نه دعوتی به شعار که سخنی از عمق تاریخ و تجربه است. این فریادی مبنی بر اینکه «مردم را دوباره بزرگ کنید» میباشد.
دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا در میانه جنگ اخیر وقیحانه گفت: «ایران را دوباره بزرگ کنیم.» ما باید این شعار را از دست دشمن بگیریم و خودمان به آن جامه عمل بپوشانیم. این شعار ماست و در این زمینه اجازه تعیین تکلیف به دشمن متجاوز را نخواهیم داد. ما میتوانیم و باید که ایران را بزرگتر و قویتر کنیم. مهمترین نشانه اثبات این ادعا همین دفاع مقدس ۱۲ روزه است.
ما علاوه بر آنکه در نقطههای فرود موشکهای خود در خاک دشمن متخاصم برنده شدیم، در کوچه و خیابان شهرهایمان هم پیروز شدیم. یعنی همان جاهایی که فشار تجاوز دشمن نتوانست حتی لحظهای نبض زندگی، دیگردوستی و کشوردوستی را تضعیف کند.
ریشههای تاریخی عظمت ایران
بزرگی ایران در تمام تاریخش در قلب و اندیشه مردم آن نهفته بود. این سخن، شاید ناخواسته اشارهای به حقیقتی عمیق دارد. ملتی که قرنها در برابر طوفانها ایستاده، شایسته آن است که در کانون تصمیمگیریها و تصمیمسازیها قرار بگیرد. بزرگی ایران در گرو بزرگی مردم آن است. مردمی که در روزگار سختی، از جنگ گرفته تا تحریم، با صبوری و فداکاری، خود را به بهترین شکل ثابت کردند.
مردم ایران اسلامی در این جنگ اخیر، نهتنها در برابر تهدیدات دشمن خارجی، بلکه در برابر دشواریهای داخلی نیز ایستادگی کردند. مردم رفتارهایی مانند هجوم برای انبار کردن مایحتاج در شرایط جنگی نشان ندادند. بلکه تا میشد، ایران ما پر بود از صحنههای کمک، همیاری، مساعدت عمومی و داوطلبانه.
آیا چنین مردمی که بعد از سالها تحریم و فشار اقتصادی، زیر بار یک تجاوز ددمنشانه، همچنان نهایت بلوغ اجتماعی را از خود نشان میدهند، شایسته اوج اعتماد نیستند؟ به قول فردوسی بزرگ، «در این خاک زرخیز ایران زمین/ نباشند جز مردمی پاکدین.» این پاکی و عظمت، نه در کلمات، بلکه در کردار این مردم متجلی شده است.
مشارکت واقعی مردم در تصمیمگیری
اما اعتماد به مردم چیست؟ آیا صرف ستایش و تمجید کافی است؟ مشارکت واقعی اعتماد را شکل میدهد. اکنون، پس از پایان جنگ و بلوغ عمومی که از رفتار و کنش جامعه دیدیم، زمان آن است تا این اصل را در عمل پیاده کنیم. مشارکت مردم، نهتنها در انتخابات، بلکه در تصمیمگیریهای کلان، در سیاستگذاریهای اقتصادی و اجتماعی و در بازسازی کشور، باید به واقعیتی ملموس بدل شود. چرا که مهمترین سپر امنیتی ایران اسلامی در برابر هر تهدیدی، نوع کنش جمعی جامعه است.
یکی از مهمترین گامها در این مسیر، تقویت نهادهای مدنی است. جامعهای که در آن تشکلها، انجمنها و سازمانهای مردمنهاد بتوانند آزادانه فعالیت کنند، جامعهای است که در برابر بحرانها مقاومتر است. تجربه جنگ تحمیلی اخیر نشان داد وقتی مردم سازمانیافته عمل میکنند، معجزه میآفرینند.
گروههای امدادی در مناطق مختلف به کمک آسیبدیدگان شتافتند. شبکههای محلی در توزیع کمکها نقشآفرینی کردند. همه اینها ظرفیت بینظیر جامعه مدنی ایران را نشان میدهد. همه اینها در شرایطی است که امکان سازماندهی عمومی چندان در ایران مهیا نبوده است. این تجربه بار دیگر نشان داد که آزادی عمل به نهادهای مدنی، عقل جمعی جامعه را شکوفا خواهد کرد.
علاوه بر این اعتماد به مردم، به معنای شنیدن صدای آنان نیز هست. سالهاست که ما نیازمند ترمیم شکافهای اجتماعی هستیم و این ضرورت در شرایط پیش رو جدیتر هم خواهد بود. گفتوگو، انتقادپذیری و شفافیت، سه ستون اصلی برای بازسازی اعتمادند. مردم ما در ایران اسلامی با همه تفاوتها و تنوعهای خود، آمادهاند تا در این گفتوگوی ملی مشارکت کنند.
استراتژی اعتماد برای آینده
شرایطی مانند جنگ تحمیلی اخیر به درستی بر این نکته تأکید میکند که همه ما در یک کشتی نشسته و همسرنوشت هستیم. اما ضرورت سیاسی تبلور این همسرنوشتی آن است که با یکدیگر «هممنفعت» هم بشویم. به عبارت دیگر، همانقدر که در مخاطرات همسرنوشت هستیم، در نعمات و موقعیتهای این سرزمین هم سهمی منصفانه داشته باشیم. این امر محقق نمیشود جز از مسیر اعتماد بیشتر به مردم و درک عمیقتر مطالبات آنان.
باید این حقیقت را پذیرفت که اعتماد به مردم، نهتنها یک ضرورت اخلاقی، بلکه استراتژی سیاسی و اجتماعی است. ملتی که احساس کند در سرنوشت خود سهیم است با تمام وجود از کشورش دفاع خواهد کرد. اسرائیل جنگی را به میهن اسلامی ما تحمیل کرد. این جنگ این درس را به ما آموخت که مردم حتی در سختترین شرایط از پای نمینشینند.
حالا نوبت ما حکمرانان است که این اعتماد را به رابطهای دوسویه تبدیل کنیم. ما باید این اعتماد را به عنوان یکی از زیربناهای قدرت ملی به کار بیندازیم.