سرویس خبری ایران من: رامین پرهام، در نشست اخیر «ایران من» به کالبدشکافی گفتمان حاکمیت ایران پرداخت. او با تمرکز بر مفاهیم کلیدی و رویکردهای قدرت در مواجهه با مخالفان و نخبگان فکری، تحلیلهایی عمیق و انتقادی ارائه داد. این سخنرانی به بررسی ریشههای نگاه پاتولوژیک در سیاست، تفاوتهای بنیادین در نظامهای حقوقی و دلایل سرکوب ایده جمهوریت در ایران اختصاص داشت.
در نشست اخیر «ایران من»، رامین پرهام در سخنرانی خود با عنوان «آدمربایی در سایه قانون: یورش به تاجزاده و دعوت از اپوزیسیون خوشخیم» به تحلیل واژهها، نگرشها و مفاهیم سیاسی و فلسفی نهفته در گفتمان حاکمیت ایران پرداخت و با نگاهی انتقادی، از رویکرد بیمارگونه قدرت در مواجهه با مخالفان و نخبگان فکری سخن گفت.
نگاه پاتولوژیک به سیاست و مخالفان
پرهام در آغاز سخنان خود به مفهوم «اپوزیسیون خوشخیم و بدخیم» اشاره کرد که اخیراً از سوی برخی مقامات دولت مطرح شده است. او گفت استفاده از چنین واژههایی ریشه در نگاه پاتولوژیک دارد و اساساً واژگان «خوشخیم» و «بدخیم» متعلق به عرصه پزشکیاند، نه سیاست. وی تأکید کرد وقتی یک مقام عالیرتبه سیاسی مخالف خود را با واژگان پزشکی و بیماری توصیف میکند، نشان از نوعی «نگاه بیمارگونه» در ذهن گوینده دارد؛ نگاهی که به جای تحلیل عقلانی، بر احساسات و هیجانات تکیه دارد و منجر به خطا در قضاوت و تصمیمگیری میشود.
او ادامه داد که این نگاه پاتولوژیک به مخالف، مانع درک درست واقعیت سیاسی میشود و همانطور که در ایران مشاهده میشود، این نگرش حتی در تحلیل مسائل بینالمللی نیز وجود دارد؛ برای مثال، نگاه به اسرائیل اغلب نه از منظر عقلانی و ژئوپلیتیک، بلکه از منظر احساسی و نفرتمحور صورت میگیرد. به گفته او، چنین نگرشی نهتنها تحلیل سیاسی را مخدوش میکند بلکه موجب میشود که حتی دشمن نیز درست شناخته نشود.
پرهام در توضیح ریشه واژه «پاتولوژی» یادآور شد که این واژه در اصل از زبان یونانی و از مفهوم «مطالعه شور و احساس» آمده است. از دید او، «شور» و «هیجان» در برابر عقلانیت و شعور قرار دارد و وقتی سیاستورزی بر شور و احساس استوار میشود، بیماریِ سیاست آغاز میشود. او گفت: «پیش از آنکه پاتولوژی به معنای علم بیماریها باشد، در اصل به معنای مطالعه شور بوده است، و شور خود نوعی بیماری است.»
تفاوت حاکمیت قانون و حکومت از طریق قانون
در ادامه، او به محور دوم سخنرانی یعنی «آدمربایی قانونی» پرداخت و این پدیده را در نسبت با مفهوم «حاکمیت قانون» تحلیل کرد. وی تفاوت میان دو مفهوم انگلیسی Rule of Law (حاکمیت قانون) و Rule by Law (حکومت از طریق قانون) را تشریح کرد و گفت: در نظامهای سالم، قانون بالاتر از مجری است، اما در حکومتهایی مانند جمهوری اسلامی ایران، مجری قانون بر خود قانون برتری دارد. در چنین وضعیتی، قانون ابزاری در دست قدرت است، نه محدودکنندهی آن.
پرهام افزود که در چنین ساختارهایی، مجری برای مشروع جلوه دادن اراده خود، ابتدا دست به تدوین و تصویب شتابزده قوانین میزند تا بتواند اقداماتش را با «عبای قانونیت» بپوشاند. او تأکید کرد: «در ظاهر همهچیز قانونی جلوه میکند، اما در باطن چیزی از حاکمیت قانون وجود ندارد. در واقع، آنچه در ایران میگذرد، نمونهای از Rule by Law است، نه Rule of Law.»
ترس حاکمیت از جمهوریت و نخبگان
وی با اشاره به بازداشت دوباره مصطفی تاجزاده گفت این نمونه بارز «آدمربایی قانونی» است؛ اقدامی که ظاهر قضایی دارد، اما در واقع ناشی از اراده فردی قدرت است. پرهام این پدیده را نشانه ترس حکومت از ایده جمهوریت دانست و گفت: «تاجزاده نماد برجسته جمهوریت در ایران است. ایدهای که امروز در حال گسترش است، در میان نخبگان جایگاه یافته و برای حاکمیت کنونی همانند زهر است. حکومت از گسترش این ایده بیمناک است و به هر وسیله ممکن با آن مقابله میکند.»
او در ادامه از موج بازداشتها، از جمله دو اقتصاددان و دو جامعهشناس جوان سخن گفت و همچنین با اشاره به مرگ دو هنرمند تئاتر جوان، فضای سیاسی و اجتماعی کشور را «ناامید و بیمارگونه» توصیف کرد. پرهام این وضعیت را نتیجه مستقیم ترس حاکمیت از شکلگیری و رشد ایده جمهوریت دانست.
تمایز مخالف و جاسوس؛ خطر نگاه پاتولوژیک
در بخش دیگری از سخنانش، پرهام به تمایز میان «مخالف» و «جاسوس» پرداخت و با اشاره به وقایع «جنگ ۱۲ روزه» گفت: «در نظامهای پیچیده امروز، باید میان مخالفت فکری و خیانت به منافع ملی تفاوت قائل شد. جاسوس کسی است که امنیت کشور را برای منافع شخصی خود به خطر میاندازد. اما متأسفانه در ایران، حکومت مخالفان فکری را بهجای جاسوس مینشاند، در حالی که جاسوسان واقعی در ساختار قدرت نفوذ کردهاند.» او افزود که بر اساس شواهد، حتی در بالاترین سطوح قدرت نیز نفوذ جاسوسان دشمن وجود دارد و این مسئلهای است که خود حکومت باید به آن پاسخ دهد.
پرهام در پایان سخنان خود باز هم به مفهوم اولیه «اپوزیسیون خوشخیم و بدخیم» بازگشت و گفت: استفاده از چنین واژههایی در توصیف منتقدان یا مخالفان، نشانه سردرگمی فکری، فقر مفهومی و ناکارآمدی مدیریتی در سطوح عالی حاکمیت است. او تصریح کرد: «وقتی مقاماتی در چنین جایگاههایی، مخالفان خود را با ادبیات پزشکی توصیف میکنند، این نشانه ناتوانی زبانی، فلسفی و سیاسی آنان است. این سردرگمی واژگانی در کنار ضعف علمی و مدیریتی، برای کشوری با ۹۰ میلیون جمعیت، ۱۵ مرز آبی و خاکی و ۱۰ میلیون دیاسپورا در منطقهای پرتنش، خطری بزرگتر از هر غده سرطانی است.»
در پایان، پرهام از شنوندگان خواست تا در برابر این «نگاه پاتولوژیک به جامعه و سیاست» بایستند و بازگشت به عقلانیت و جمهوریت را تنها راه نجات کشور از وضعیت کنونی دانست.
سخنرانی رامین پرهام در «ایران من»، با تحلیلی جامع و انتقادی از وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران، بر ضرورت بازنگری در رویکردهای حاکمیت تأکید کرد. او با برجسته ساختن خطر نگاه پاتولوژیک به سیاست و مخالفان و همچنین تبیین تفاوتهای بنیادین میان «حاکمیت قانون» و «حکومت از طریق قانون»، راه نجات کشور را در گرو بازگشت به عقلانیت و تقویت ایده جمهوریت دانست. این تحلیلها نه تنها برای درک عمیقتر چالشهای کنونی ایران حائز اهمیت است، بلکه چراغ راهی برای آیندهای مبتنی بر خرد و عدالت ارائه میدهد.