سرویس خبری ایران من: هرچند انتظار میرود کاخ سفید در برابر موج گزارشهای کذب رسانههای غربی درباره وقایع اخیر ایران مصونیت داشته باشد، اما شفافسازی برخی نکات ضروری به نظر میرسد. واقعیت این است که اعتراضها در ایران با ماهیتی مسالمتآمیز آغاز شد و دولت نیز مشروعیت آن را به رسمیت شناخت؛ اما با ورود عوامل تروریستی داخلی و خارجی به صحنه، فضا ناگهان به خشونت کشیده شد. در چنین شرایطی، قطع مسیرهای ارتباطی میان سازماندهندگان آشوب و تروریستها اقدامی اجتنابناپذیر بود. اکنون، همزمان با شناسایی و انهدام این هستههای مخرب توسط دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی، اینترنت و سایر شبکههای ارتباطی بهتدریج و با روندی آرام در حال بازگشت به حالت عادی است.
روایتسازی رسانهها در این میان، با تحریف فعالانه واقعیت، فضایی را ایجاد کرده که خطر شعلهور شدن خشونتی بیسابقه در منطقه را به همراه دارد. اگر بخواهم صادقانه گمانهزنی کنم، باید بگویم هدف اصلی این کارزارِ آشکارِ اطلاعات غلط، دقیقاً دامنزدن به همین خشونتها بوده است.
در حالی که گروههای تروریستیِ سیاهپوش و نقابدار با سلاحهای جنگی و کمری به میان معترضان نفوذ کرده و شهروندان بیگناه را در خیابانها به رگبار میبستند، برخی رسانهها با انتشار گزارشهایی مدعی «سقوط شهرهای بزرگ ایران» شدند و برخی دیگر از تداوم درگیریهای مسلحانه گسترده خبر دادند. اما حقیقت این است که فاز خشونتبار ناآرامیها کمتر از ۷۲ ساعت به طول انجامید. همانطور که در گفتگو با «فاکسنیوز» اشاره کردم، شمار جانباختگان در حدود چند صد نفر است و آمار نهایی پس از جمعبندی دقیق توسط وزارت بهداشت و بیمارستانها اعلام خواهد شد.
توطئه خارجی و استراتژی خونریزی حداکثری
تحولات این ماه از یک جنبه کلیدی با اعتراضات گذشته تفاوت داشت: رئیسجمهور آمریکا علناً هشدار داد که در صورت کشتهشدن معترضان، ایران با پیامدهایی مواجه خواهد شد. این پیام، چه خواسته و چه ناخواسته، به توطئهگران انگیزه داد تا راهبردی بیرحمانه و هولناک را در پیش بگیرند که تنها توصیفِ «خونریزی حداکثری» برازنده آن است. هدف کاملاً روشن بود: کشاندن پای ایالات متحده به جنگی دیگر، اینبار به نیابت از اسرائیل. زمانی که حتی مایک پمپئو، رئیس پیشین سیا در دولت ترامپ، صراحتاً به نفوذ موساد در اعتراضات خیابانی اذعان میکند، دیگر نمیتوان این واقعیت را بهعنوان «تئوری توطئه» نادیده گرفت.
از ۲۸ دسامبر تا شامگاه ۸ ژانویه، ایران شاهد صحنههایی بود که در بسیاری از دموکراسیها نیز رایج است: اعتراضات عمدتاً مسالمتآمیز نسبت به اصلاحات اقتصادی، تورم و وضعیت معیشتی، همراه با مذاکرات صنفی و درگیریهای محدود غیرمرگبار. نیروی انتظامی ایران که اساساً برای مدیریت ناآرامیها بدون سلاح گرم آموزش دیده، در این صحنه نیز غالباً غیرمسلح بود. اما تنها ساعاتی پس از اعلام آقای ترامپ مبنی بر احتمال مداخله در صورت بروز خشونت گسترده، نیروهای امنیتی ما با حملات مسلحانه، هماهنگ و وسیع غافلگیر شدند.
در این حملات، مأموران پلیس و غیرنظامیان هر دو هدف قرار گرفتند؛ برخی هدف گلوله بودند، برخی سوزانده شدند و حتی مواردی از سربریدن مشاهده شد. مهاجمان با تخریب عامدانه اتوبوسها، بیمارستانها، آمبولانسها، ایستگاههای آتشنشانی، زیرساختهای درمانی، فروشگاهها و مساجد، سعی در به حداکثر رساندن تلفات و اخلال در امدادرسانی داشتند. اکثریت قربانیان، نیروهای پلیس و مردم عادی بودند. برای درک عمق فاجعه، این حجم از خشونت معادل کشتهشدن ۶۰۰ نیروی پلیس در آمریکا طی تنها ۷۲ ساعت است. هیچ دولتی نمیتواند در برابر چنین وحشت غیرقابلتصوری که شهروندانش را هدف گرفته، بیتفاوت بماند.
برخلاف تبلیغات دروغین خارجی، تمامی قربانیان غیرمسلح این حوادث رسماً بهعنوان «شهید» شناخته شدهاند؛ به این معنا که خانوادههای آنان از حمایت کامل، شامل غرامت و مزایایی مشابه خانوادههای مأموران پلیس جانباخته، برخوردار خواهند شد. اکنون با فروکشکردن خشونتها و به لطف شجاعت نیروهای امنیتی و هوشیاری مردم، هستههای تروریستی منهدم شده و زندگی عادی به سراسر کشور بازگشته است.
ضرورت تغییر رویکرد آمریکا به سمت احترام متقابل
اما در حالی که ایرانیان به سوگ عزیزانشان نشسته و مشغول بازسازی ویرانیها هستند، تهدید دیگری خودنمایی میکند: شکست نهایی دیپلماسی. برخلاف خویشتنداری ایران در ژوئن ۲۰۲۵، نیروهای مسلح قدرتمند ما در صورت حمله مجدد، در پاسخگویی تمامعیار تردید نخواهند کرد. من بهعنوان یک دیپلمات و کهنهسرباز که از جنگ بیزارم، صریحاً اعلام میکنم که این یک تهدید نیست، بلکه بیان یک واقعیت است. رویارویی تمامعیار قطعاً مهیب خواهد بود و بسیار طولانیتر از جدولهای زمانی خیالی که اسرائیل و نیروهای نیابتیاش به کاخ سفید میفروشند، به درازا خواهد کشید؛ جنگی که دامنگیر منطقه شده و بر زندگی مردم عادی در جهان تأثیر خواهد گذاشت. من تمام تلاش خود را برای جلوگیری از تحقق چنین سناریویی به کار خواهم بست.
آقای ترامپ خود را «معاملهگر» میداند، اما دستاورد او برای منطقه ما تاکنون تنها «جنگ» بوده است. کافی است نگاهی به فلسطین، لبنان، سوریه، یمن، ایران و حتی قطر بیندازید و شمار جانباختگان در ۱۲ ماه ریاستجمهوری او را بشمارید. زمان تغییر رویکرد فرا رسیده است.
در مورد ایران، آقای ترامپ ابتدا مسیر دیپلماسی را آزمود. دستکم سه بار در جریان مذاکرات ماه مه گذشته در عمان، ما به یک راهحل میانه بسیار نزدیک شدیم، اما نتیجهای حاصل نشد. دلیل آن نفوذ عوامل نیابتی اسرائیل در کاخ سفید بود که منافع آمریکا برایشان کمترین اهمیتی ندارد. همچنین فرصت عالی برای احیای دیپلماسی در سپتامبر گذشته در نیویورک، صرفاً بهدلیل محاسبات غلط طرف آمریکایی در ترغیب اروپا به فعالسازی مکانیسم ماشه (Snapback) و بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل، از دست رفت.
ایران همواره صلح را بر جنگ ترجیح میدهد و همانطور که در سالهای اخیر بارها ثابت کردهایم، آماده مذاکرات واقعی و جدی برای دستیابی به توافقی عادلانه و متوازن هستیم. اما با توجه به تجربیات ژوئن و سپتامبر ۲۰۲۵، متقاعد نشدهایم که ایالات متحده نیز چنین رویکردی داشته باشد.
پیام ایران به پرزیدنت ترامپ روشن است: ایالات متحده تمام اقدامات خصمانه قابلتصور، از تحریم و حملات سایبری تا حمله نظامی مستقیم و اخیراً تحریک یک عملیات تروریستی بزرگ را آزموده و در همگی شکست خورده است. وقت آن است که متفاوت بیندیشید؛ «احترام» را امتحان کنید. این رویکرد میتواند ما را فراتر از آنچه تصور میشود، به پیش ببرد.
در نهایت، ثبات منطقهای در گرو گذار از سیاستهای تحریکآمیز به سوی تعامل سازنده است؛ مسیری که ایران آمادگی خود را برای پیمودن آن بر پایه عدالت و احترام نشان داده است.