صفحه اصلی / بین الملل / بازگشت ایران به اقتصاد جهانی، غول خفته‌ای که می‌تواند تجارت منطقه را دگرگون کند

ایرانِ پساتحریم

بازگشت ایران به اقتصاد جهانی، غول خفته‌ای که می‌تواند تجارت منطقه را دگرگون کند

بازگشت ایران به سیستم جهانی پس از تحریم‌ها، با پتانسیل رشد تجارت تا ۱۸۲ میلیارد دلار، شوکی بزرگ به بازارهای انرژی و تجارت خاورمیانه وارد می‌کند. این تحول بر کشورهایی چون ترکیه، عراق و عربستان تأثیر گذاشته و می‌تواند ایران را به قطب ترانزیتی اوراسیا تبدیل کند، مشروط بر جذب سرمایه و ثبات ملی و امنیت..
بازگشت ایران به اقتصاد جهانی و نقشه خاورمیانه

سرویس خبری ایران من: تصور بازگشت ایران به سامانه جهانی پس از دهه‌ها تحریم، تصویری از اتصال مجدد بانک‌ها به سوئیفت، احیای کامل صادرات نفت و بازگشت جریان سرمایه است. ایران که با جمعیتی بیش از ۸۵ میلیون نفر، ذخایر عظیم نفت و گاز و موقعیت راهبردی در اتصال خاورمیانه، آسیای مرکزی و اروپا، اغلب به عنوان «غول اقتصادی خفته» توصیف می‌شود، اکنون به دلیل تحریم‌ها بسیار پایین‌تر از ظرفیت واقعی خود تجارت می‌کند.

 

گستردگی و تداوم جنبش‌های اعتراضی اخیر، امیدها را برای یک نقطه عطف در آینده زنده کرده است؛ تحولی که می‌تواند به یک گسست سیاسی و در نهایت بازگشایی دروازه‌های تجارت منجر شود. اگر چنین سناریویی محقق شود، پیامدهای آن فراتر از مرزهای ایران خواهد بود.

 

پایان انزوای چندین‌ساله و اتصال مجدد به شریان‌های مالی جهانی، تنها یک بهبود اقتصادی داخلی نیست؛ بلکه شوکی قدرتمند است که می‌تواند جریان تجارت، انرژی و سرمایه را در سراسر خاورمیانه بازآرایی کند.

 

شوک یک‌ساله: جهش فنر فشرده

 

در فردای هرگونه گشایش دیپلماتیک یا سیاسی، لغو تحریم‌ها احتمالاً واکنشی سریع و جهشی را رقم خواهد زد؛ وضعیتی شبیه به رها شدن ناگهانی یک فنر فشرده.

 

تجارت غیرنفتی ایران که مدت‌ها در سقف ۱۰۰ میلیارد دلار (۸۵ میلیارد یورو) متوقف مانده، پتانسیل رشدی خیره‌کننده دارد. برآوردها حاکی از آن است که با رفع محدودیت‌ها، ظرفیت نهفته تجاری تا ۱۸۲ میلیارد دلار (۱۵۵ میلیارد یورو) افزایش می‌یابد؛ هرچند این رقم تابع متغیرهای متعددی است.

 

پیشران اصلی در این مرحله، اتصال مجدد به شبکه جهانی «سوئیفت» است. تحریم‌ها با سوق دادن مبادلات به کانال‌های غیررسمی و بانکداری سایه، هزینه‌های تراکنش را به شدت بالا برده‌اند. دسترسی مجدد به بانکداری جهانی، ضمن کاهش این هزینه‌ها و آزادسازی تقاضای انباشته، موجی از واردات را در سال نخست ایجاد خواهد کرد؛ موجی که عمدتاً شامل کالاهای سرمایه‌ای، ماشین‌آلات صنعتی و محصولات مصرفی رده‌بالا برای نوسازی زیرساخت‌های فرسوده کشور خواهد بود.

 

ترکیه و نخستین موج‌های منطقه‌ای

 

ترکیه به عنوان دروازه زمینی اصلی ایران، در صف نخست بهره‌برداران از این تغییر خواهد بود. افزایش قدرت خرید و تقاضای ایران برای کالاها و خدمات ترکیه، می‌تواند به رونق چشمگیر گردشگری در همسایه غربی منجر شود.

 

انتظار می‌رود ایرانیانی که پیش‌تر با محدودیت‌های ارزی و دشواری‌های دریافت روادید اروپا دست‌وپنج نرم می‌کردند، در ابعادی وسیع‌تر راهی استانبول و آنتالیا شوند. هم‌زمان، روند بازگشت آرام گردشگران فرهنگی اروپا و آمریکا به ایران آغاز خواهد شد. تحلیلگران تخمین می‌زنند که در سال نخست، ۵ تا ۷ درصد از بازار گردشگری فرهنگی ترکیه ممکن است به نفع مقاصدی چون اصفهان و شیراز تغییر مسیر دهد. همچنین با توجه به فرسودگی ناوگان هوایی ایران، خطوط هوایی ترکیه احتمالاً با افزایش پروازهای روزانه، نقش پررنگی در جابه‌جایی مسافران ایفا خواهند کرد.

 

برای همسایگان شرقی و غربی مانند پاکستان و عراق، سقوط احتمالی رژیم و تغییر شرایط، دستاوردهای کلان اقتصادی خواهد داشت؛ چراکه تأمین پایدار و مستقیم انرژی از ایران، هزینه‌های تولید را کاهش داده و فشار تورمی را تعدیل می‌کند.

 

شوک انرژی: تغییر موازنه در نفت و گاز

 

شدیدترین تأثیر بازگشت ایران، احتمالاً در بازار انرژی احساس خواهد شد. ورود مجدد ایران می‌تواند روزانه تا ۱.۵ میلیون بشکه نفت خام به عرضه جهانی بیفزاید. تحلیلگران هشدار می‌دهند که بدون مداخله «اوپک پلاس» برای مدیریت عرضه، قیمت نفت ممکن است حدود ۱۰ درصد کاهش یابد. این رویداد برای واردکنندگانی نظیر ترکیه و پاکستان یک موهبت، اما برای بودجه تولیدکنندگانی همچون عربستان سعودی و کویت، چالشی جدی خواهد بود.

 

در حوزه گاز نیز معادلات تغییر خواهد کرد. بازگشت شرکت‌های بین‌المللی انرژی به سمت ایرانیِ میدان مشترک پارس جنوبی (گنبد شمالی)، تسلط طولانی‌مدت قطر بر این مخزن را به چالش می‌کشد و برای نخستین بار در دهه‌های اخیر، سلسله‌مراتب انرژی منطقه را متوازن می‌کند.

 

در شمال، جمهوری آذربایجان با افزایش ترافیک جاده‌ای در مرزهای شمال غربی ایران، می‌تواند از یک تولیدکننده صرف انرژی به کریدوری راهبردی در اوراسیا و گلوگاه ترانزیتی میان ایران و روسیه تبدیل شود. همچنین طرح‌های معوق‌مانده‌ای نظیر «سوآپ گاز» (تأمین نیاز داخلی جمهوری آذربایجان توسط ایران در قبال صادرات باکو به اروپا) و اتصال شبکه‌های برق سه کشور، شتاب خواهد گرفت.

 

رقابت پنج‌ساله: ادغام و هماوردی

 

اگر ایران بتواند از موانع اولیه—شامل جذب سرمایه‌گذاری خارجی، رفع چالش‌های پول‌شویی بانکی و مدیریت ناترازی گاز داخلی—عبور کند، منطقه وارد «فاز دوم» می‌شود؛ مرحله‌ای که بیش از آنکه شبیه شوک باشد، صحنه رقابت و ادغام اقتصادی است.

 

ترکیه: انرژی ارزان و دسترسی زمینی ایران می‌تواند سهم بازار ترکیه در عراق، سوریه و آسیای مرکزی را تهدید کند. تولیدکنندگان ترک، به‌ویژه در صنایع نساجی و لوازم خانگی، ممکن است برای کاهش هزینه، خطوط تولید خود را به مناطق آزاد ایران منتقل کنند و بخش‌های طراحی و قطعات با ارزش‌افزوده بالا را در داخل ترکیه حفظ نمایند.

 

عراق: تعمیق روابط می‌تواند به یکپارچگی زیرساختی بینجامد. راه‌آهن شلمچه-بصره، عراق را به مسیر ترانزیت کالای ایرانی به سمت اردن و مدیترانه بدل می‌کند. مناطق صنعتی مشترک مرزی نیز با ترکیب سرمایه عراقی و انرژی ایرانی، وابستگی به تأمین‌کنندگان دوردست را کاهش خواهد داد.

 

امارات: دبی جایگاه خود را به عنوان کانون مالی و سکوی خروج (Exit Hub) برای شرکت‌های ایرانی تثبیت خواهد کرد. استارتاپ‌های ایرانی برای جذب سرمایه و عرضه سهام به دبی روی می‌آورند و بندر «جبل‌علی» تمرکز خود را از تجارت کالاهای کم‌سود، به لجستیک با ارزش بالا برای بازار ایران معطوف می‌کند.

 

پاکستان: رقابت میان بندر «گوادر» و «چابهار» شدت می‌گیرد. اگر اسلام‌آباد نتواند شبکه ریلی خود را به لجستیک ایران متصل کند، با خطر حاشیه‌نشینی روبه‌روست. با این حال، تکمیل خط لوله گاز ایران-پاکستان می‌تواند صنایع نساجی ایالت‌های سند و پنجاب را احیا و صادرات به اروپا را تقویت کند.

 

عمان: بنادری چون «دقم» و «صحار» در خارج از تنگه هرمز، به عنوان شریک لجستیکی اقیانوس هند، نقش خود را در کاهش ریسک و هزینه بیمه تجارت ایران تقویت خواهند کرد.

 

عربستان و قطر: بازگشت ایران رقابت را تشدید می‌کند. خوراک گازی ارزان ایران، حاشیه سود پتروشیمی عربستان را تهدید کرده و رقابت برای سرمایه‌گذاری در هند و چین را افزایش می‌دهد. این امر رقبا را به سمت ارتقای فناوری و استراتژی‌های قیمتی جدید سوق خواهد داد.

 

کویت: با پیش‌بینی تسلط ریلی ایران و عراق بر شمال خلیج فارس، کویت ممکن است از رقابت زیرساختی فاصله گرفته و با استفاده از صندوق ثروت ملی، به سرمایه‌گذاری استراتژیک در پروژه‌های انرژی و حمل‌ونقل همسایگان شمالی روی آورد.

 

ریسک‌های ساختاری و چشم‌انداز نهایی

 

تحقق این سناریوها تضمین‌شده نیست. نوسازی صنعت نفت و زیرساخت‌های ریلی ایران نیازمند میلیاردها دلار سرمایه است و ناکامی در تأمین مالی، ایران را از رقبای ثروتمندش عقب خواهد انداخت. تورم مهارنشده نیز می‌تواند مزیت نیروی کار ارزان را از بین ببرد و هرگونه بی‌ثباتی ژئوپلیتیک مجدد، همسایگان را به استراتژی‌های «دور زدن ایران» بازخواهد گرداند.

 

با این حال، خاورمیانه در حال حرکت به سوی همگرایی اقتصادی عمیق‌تر است. تحلیلگران معتقدند اگر ایران بتواند این ریسک‌ها را مدیریت کند، ظرف پنج سال به قطب اصلی تولید و ترانزیت در اوراسیا تبدیل خواهد شد. در غیر این صورت، تنها به کریدوری ارزان برای سوخت‌رسانی به رشد همسایگانش تقلیل می‌یابد.

 

در هر دو حالت، بازگشت ایران به صحنه، یکی از مهم‌ترین تحولات ژئواکونومیک منطقه در دهه‌های اخیر خواهد بود.

خبرهای دیگر

اعزام ناو هواپیمابر آمریکا به خلیج فارس و اعتراضات ایران

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده

محمد اسلامی در مراسم رونمایی از دستاوردهای مرکز ملی لیزر ایران

محمد اسلامی، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی

مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران

عضو خبرنامه "ایران من" شوید

خبرنامه هفتگی

آخرین اخبار مهم ایران و جهان را برای شما ارسال خواهیم کرد

عضویت

آخرین اخبار ایران و جهان