صفحه اصلی / یادداشت ها / آیینه صورت‌زخمی، واکاوی منش سیاسی در سایه سینما

مصطفی حسنی، کارشناس برندینگ

آیینه صورت‌زخمی، واکاوی منش سیاسی در سایه سینما

این یادداشت با مقایسه ترامپ و تونی مونتانا، به تحلیل روان‌شناسی قدرت می‌پردازد. نویسنده معتقد است قدرت زمانی خطرناک می‌شود که ظرفیت فرد از صندلی‌اش کمتر باشد. او تأکید دارد که قبل از رسیدن به قله، باید شخصیت قهرمانی داشت؛ در غیر این صورت، قدرت بی‌مهار و فقدان تعادل فرهنگی منجر به سقوط حتمی فرد می‌گردد.

سرویس خبری ایران من: رابطه میان روان‌شناسی فردی و جایگاه سیاسی، همواره یکی از جذاب‌ترین حوزه‌ها برای تحلیل‌گران بوده است. متن پیش رو با نگاهی تطبیقی، ویژگی‌های رفتاری یکی از جنجالی‌ترین چهره‌های سیاسی معاصر را در آیینه یک شخصیت ماندگار سینمایی بازخوانی می‌کند تا به پرسشی بنیادین پاسخ دهد: آیا این انسان‌ها هستند که به صندلی قدرت اعتبار می‌دهند، یا بزرگی صندلی باعث بلعیده شدن هویت آن‌ها می‌شود؟

 

از حاشیه تا متن؛ ظهور تونی مونتانا

 

وقتی زخم و خراش‌های گردن ترامپ را دیدم، ناگهان یاد فیلم اسکار فیس با بازی ال پاچینو افتادم؛ و یاد مردی که در آن فیلم، با صورتی زخمی و روحی آتش‌گرفته از پایین‌ترین نقطه بالا آمد: تونی مونتانو. گاهی مشکلِ قدرت، خودِ قدرت نیست؛ مشکل، ظرفیتِ کسی است که روی صندلی قدرت می‌نشیند. در آن فیلم، تونی مونتانا از هیچ شروع می‌کند. او با سرعتی خیره‌کننده از حاشیه به مرکز قدرت می‌رسد؛ از خیابان به قله ثروت.

 

توهم مالکیت و زوال مرزهای اخلاقی

 

دونالد ترامپ

اما درست در همان نقطه‌ای که به قله می‌ایستد، جمله‌ای می‌گوید که روح قدرتِ بی‌مهار را آشکار می‌کند: «دنیا مال من است.» این فقط یک دیالوگ سینمایی نیست؛ یک حالت ذهنی است. لحظه‌ای که انسان تصور می‌کند وقتی به قله رسید، دیگر هیچ حد و مرزی وجود ندارد. در سیاست هم چنین لحظه‌هایی بارها دیده شده است. وقتی بعضی سیاستمداران به قدرت می‌رسند، لحنشان تغییر می‌کند؛ گفت‌وگو تبدیل می‌شود به دستور، و زبان قدرت از بالا با دیگران حرف می‌زند. نمونه‌هایی از این نوع لحن را می‌توان در سخنرانی‌ها و پیام‌های رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، نیز دید.

 

تناسب ظرفیت انسانی با ابعاد صندلی قدرت

 

اما مسئله عمیق‌تر از یک فرد یا یک کشور است. قدرت شبیه یک صندلی بزرگ است. اگر صاحب صندلی بزرگ‌تر از آن باشد، آن را مدیریت می‌کند. اما اگر صندلی از صاحبش بزرگ‌تر باشد، دیر یا زود همان صندلی تبدیل به عامل سقوط او می‌شود. این اتفاق فقط در سیاست نمی‌افتد. در خانواده‌ها هم دیده‌ایم: خانواده‌ای که ناگهان ثروتمند می‌شود اما فرهنگ نگهداری ثروت را ندارد؛ پول می‌آید، اما تعادل از بین می‌رود.

 

قهرمانی پیش از رسیدن به قله

 

در چنین لحظه‌هایی یک اتفاق مشترک رخ می‌دهد: آدم‌ها هم دیگران را گم می‌کنند، هم خودشان را. قدرت ذاتاً خطرناک نیست. خطرناک آن لحظه‌ای است که انسان کوچک‌تر از قدرتی شود که در دستش دارد. قهرمانی هم همین‌طور است. قبل از قهرمانی، باید شخصیتِ قهرمان داشت. وگرنه قله‌ها آدم‌ها را بزرگ نمی‌کنند؛ فقط نشان می‌دهند چقدر کوچک بوده‌اند. شاید به همین دلیل است که گاهی، وقتی به بعضی لحظه‌های رفتاری ترامپ نگاه می‌کنم، در ذهنم تصویری از تونی مونتانا زنده می‌شود؛ مردی که نشستن بر صندلی بزرگ قدرت را به میدان تسویه‌حساب‌های شخصی تبدیل کرد. اما صندلی قدرت همیشه آرام نمی‌ماند. گاهی مثل یک گاو خشمگین رم می‌کند. و اگر کسی که بر آن نشسته نداند چگونه مهارش کند، همان صندلی می‌تواند او را به زمین بکوبد.

 

در نهایت، تراژدی قدرت زمانی رخ می‌دهد که ابزارهای حکمرانی به جای پیشبرد اهداف جمعی، در خدمت منیت‌های فردی قرار گیرند. تاریخ ثابت کرده است که قله‌ها بی‌رحم‌اند و تنها کسانی بر فراز آن‌ها ماندگار می‌شوند که پیش از صعود، وسعت روح و ظرفیت درونی خود را متناسب با ارتفاع آن قله ساخته باشند؛ در غیر این صورت، سقوط از بلندترین نقطه، قطعی‌ترین سرنوشت برای ساکنان صندلی‌های بزرگ‌تر از خویش است.

 

یادداشت های دیگر

مصطفی حسنی، کارشناس برندینگ

مصطفی تاجزاده، فعال سیاسی اصلاح طلب

سید مصطفی تاجزاده، فعال سیاسی

دیپلماسی و گفت‌وگوی بین‌المللی ایران

محمد جواد ظریف، وزیر امورخارجه اسبق ایران

مسعود پزشکیان در مراسم نکوداشت استاد رضا روزبه و اعلام جایزه ملی

مصطفی حسنی، کارشناس برندینگ

نام نویسنده:

کارشناس برندینگ

عضو خبرنامه "ایران من" شوید

خبرنامه هفتگی

آخرین اخبار مهم ایران و جهان را برای شما ارسال خواهیم کرد

عضویت

آخرین اخبار ایران و جهان