صفحه اصلی / یادداشت ها / عباس عبدی: بحران حجاب و غلبه سیاست هویت، تندروها جامعه را به سوی شکاف‌های عمیق‌تر می‌برند

عباس عبدی، روزنامه نگار

عباس عبدی: بحران حجاب و غلبه سیاست هویت، تندروها جامعه را به سوی شکاف‌های عمیق‌تر می‌برند

انتشار سند طبقه‌بندی‌شده توسط نیروهای ناشناس، تبعیض آشکار در برخورد با تخلفات و تحریف اطلاعات را برملا می‌کند. این امر نتیجه سیاست‌های هویت‌محور تندروهاست که مسائل اصلی کشور را به حاشیه برده و به جای حل مشکلات فرهنگی، به تقابل دامن می‌زنند. راهکار، ایجاد اعتماد و پرهیز از سیاست‌های تنبیهی است.

سرویس خبری ایران من: متن حاضر به بررسی ابعاد مختلف انتشار غیرقانونی یک سند طبقه‌بندی‌شده و پیامدهای آن می‌پردازد. این گزارش ضمن نقد رویکرد تبعیض‌آمیز در برخورد با تخلفات و تحریف اطلاعات، به تحلیل سیاست‌های نادرست و هویت‌محور تندروها و تاثیرات مخرب آن بر جامعه و فرهنگ کشور می‌پردازد و راهکارهای موجود را ناکارآمد می‌شمارد.

 

به گزارش ایران من، چنین نامه‌ای شاید مربوط به حدود یک ماه پیش است، ولی به لحاظ دارای طبقه‌بندی بودن، طبعا افراد مطلع، مفاد آن را در اختیار دیگران نمی‌گذاشتند. پس اولین تخلف از سوی نیروهایی صورت گرفته که مفاد چنین سندی را آشکار می‌کنند و نه تنها خود را در برابر کسی و دستگاهی و قانون پاسخگو نمی‌دانند بلکه در عمل هم هیچ نهادی متعرض آنها نمی‌شود.

 

تخلف در انتشار اسناد و تبعیض در برخورد

 

حال اگر دیگران مرتکب چنین مواردی شوند، به سرعت مورد بازخواست قرار می‌گیرند، و این تبعیض آشکار است. جالب‌تر اینکه مسوول اطلاع‌رسانی دولت صریحا گفته است که به جز اصل رویداد، سایر جزییات گفته شده یا غلط است یا ناقص و گزینشی بیان شده که از هر تحریفی بدتر است، حتی برای این تحریف‌ها هم کسی نمی‌تواند آنان را بازخواست کند.

 

این تبعیض‌ها مثل قطرات بارانی است که کم‌کم می‌بارد و به یکدیگر می‌رسند و سیل بزرگی را به راه می‌اندازد. گرچه تاکنون هم چندین بار در معرض این سیل‌ها قرار گرفته‌ایم و خسارات فراوانی به کلیت جامعه ایران و حکومت وارد کرده است. همچنین ابتدای نوار با انتهای آن تناقض دارد که نشان‌دهنده وجود طرحی سیاسی پشت اینگونه نوارسازی‌ها است. در متن خبری به کلی دروغ وجود دارد که می‌خواهد سه نفر را در برابر رییس‌جمهور و سایر اعضای کابینه قرار دهد که همین دم خروس این نوار است. از سوی دیگر طرحی را به عنوان مبارزه علیه دختران و زنان این کشور در دستور کار نیروهایی ناشناخته معرفی می‌کند که نه تنها با مخالفت رییس‌جمهور مواجه شده، بلکه پرونده آن نیز بسته شده است. مهم‌تر از همه اینکه مطابق شنیده‌ها از مفاد گزارش مزبور این طرح مغایرت کامل با محتوای نامه دارد.

 

پیامدهای سیاست‌های هویت‌محور و اطلاعات مخدوش

 

در همین جا درخواست می‌شود که حداقل متن گزارش منتشر شود تا مورد تحلیل و نقد و ارزیابی قرار گیرد. یا به صورت رسمی درباره صحت و سقم مفاد این نوار ابراز نظر شود. اینگونه اطلاع‌رسانی مخدوش و یک‌سویه به زیان افکار عمومی و حکومت و محتوای نامه و حتی اهداف تهیه‌کنندگان اینگونه نوارها است، زیرا هنگامی که طرح‌های خیالی و ضد ملی آنان اجرا نشد، نوعی یأس و ناامیدی در طرفداران آنان ایجاد می‌شود که به زیان فضای عمومی است.

 

مساله این است که تندروها فارغ از هر مشکلی که در کشور هست، اولویت اول خود را به هویتی کردن سیاست داده‌اند، زیرا این کار موجب فراموشی مسائل اصلی کشور و تبدیل بازی سیاست، به بازی مرگ و زندگی می‌شود و البته ساده‌لوحانه گمان می‌کنند که در پایان این بازی در طرف زندگی قرار دارند، در حالی که اگر نگاهی به روند جامعه در دو دهه اخیر کنند متوجه واقعیت می‌شوند.

 

ناکارآمدی راهکارهای فرهنگی و نیاز به اعتماد عمومی

 

آنان کافی است که تحولات جامعه را براساس داده‌های میدانی تحلیل کنند تا متوجه اشتباه خود شوند. نکته مهم این نوار این است که برخلاف توصیه‌های انجام شده در گزارش، بی‌رو دربایستی دور کار فرهنگی را خط کشیده‌اند- شاید هم درست فکر می‌کنند که این کار نتیجه ندارد، چون در سوی هویتی‌ها، افراد فرهنگی قرار ندارند- و علم برخورد و جنگ داخلی را برداشته‌اند. نکته درخور توجه این است که حتی تحلیلگران رسمی همین گزارش‌ها هم به خوبی می‌دانند که بدون تعریف یک هنجار میانی که قابل زیست عمومی باشد، راه‌حلی برای امور فرهنگی وجود ندارد.

 

حتی سیاست‌های تنبیهی و تشویقی هم هیچ کاربرد و نتیجه‌ای ندارد و هر دو مساله‌ساز خواهند بود. فعالیت‌های صدا و سیما و سایر ابزارهای تبلیغی رسمی نیز در چارچوب فعلی موفق نخواهند شد. بازگرداندن جامعه به پیشامهسا، شنا کردن در رودخانه با شیب تند و برخلاف مسیر آب است. برخورد با فضای مجازی، نیز آب در هاون کوبیدن است. اولین شرط برای رسیدن به یک وضعیت به نسبت پایدار فرهنگی ایجاد اعتماد و به میدان آوردن مردم و ذی‌نفعان است.

 

چالش حجاب و غلبه سیاست هویت

 

تا آنجا که شنیده شده است تأکید اصلی مقامات مقابله با اقدامات سازمان‌یافته است، ولی تندروها اولین چیزی را که فراموش می‌کنند و کنار می‌گذارند، همین رویکرد است و به جای آن می‌خواهند به جان زنان و دختران این جامعه بیفتند که جز یک زندگی عادی مطالبه دیگری ندارند. هر چه مقامات کشور از سیاست هویت پرهیز می‌کنند، تندروها دنبال غالب کردن سیاستِ هویت هستند.

 

در یک یادداشت جداگانه خواهم گفت که ناتوانی ساختار در مواجهه منطقی با مساله حجاب، غالب شدن «سیاست هویت» و صفر و یک کردن سیاست است که تندروها آن را دامن می‌زنند. در سیاست خارجی هم همین الگو را پیگیر هستند. اگر این سیاست هویت‌مدار نبود هیچگاه حجاب به زخمی ناسور تبدیل نمی‌شد.

 

در مجموع، این تحلیل نشان می‌دهد که عدم مواجهه منطقی با مسائل کشور، به‌ویژه حجاب، و دامن زدن به سیاست هویت توسط تندروها، به جای حل مشکلات، زخم‌های جامعه را عمیق‌تر کرده و راهکارهای فعلی در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی را ناکارآمد ساخته است. بازگشت به اعتماد عمومی و پرهیز از سیاست‌های تبعیض‌آمیز، تنها راه برون‌رفت از وضعیت موجود است.

یادداشت های دیگر

مسعود پزشکیان در مراسم نکوداشت استاد رضا روزبه و اعلام جایزه ملی

مصطفی حسنی، کارشناس برندینگ

میرحسین موسوی بیانیه حصر رفراندوم

میرحسین موسوی، نخست وزیر دوران جنگ

سیدمصطفی تاجزاده، بحران اقتصادی، ولایت فقیه، اعتراضات، تغییر قانون اساسی

سید مصطفی تاج‌زاده، فعال سیاسی و زندانی سیاسی

سرکوب اعتراضات و تجمع مردم در خیابان‌های ایران

فرناز فصیحی، رئیس دفتر سازمان ملل برای روزنامه نیویورک تایمز

نام نویسنده:

روزنامه نگار

عضو خبرنامه "ایران من" شوید

خبرنامه هفتگی

آخرین اخبار مهم ایران و جهان را برای شما ارسال خواهیم کرد

عضویت

آخرین اخبار ایران و جهان