صفحه اصلی / یادداشت ها / عبدی: ریشه گرانی را نباید به سودجویی کسبه نسبت داد، مسئله در سیاست‌ها، بودجه‌ریزی و نقدینگی است

عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی

عبدی: ریشه گرانی را نباید به سودجویی کسبه نسبت داد، مسئله در سیاست‌ها، بودجه‌ریزی و نقدینگی است

این متن به نقد افزایش ناگهانی قیمت‌ها و فشار اقتصادی بر مردم می‌پردازد. نویسنده تاکید می‌کند که قیمت‌گذاری دستوری راه حل نیست و ریشه گرانی در کسری بودجه و سیاست‌های غلط است، نه سودجویی. اصلاحات بلندمدت و توجه به توان مردم، به‌ویژه در بخش سلامت، ضروری است.
افزایش قیمت‌ها و فشار اقتصادی بر مردم

سرویس خبری ایران من: این گزارش به بررسی و نقد افزایش ناگهانی قیمت‌ها، حذف ارز ترجیحی و اعمال فشار اقتصادی بر مردم می‌پردازد. در ادامه، تحلیلگر اقتصادی با طرح این پرسش که آیا حقوق مردم متناسب با افزایش هزینه‌های معیشتی رشد کرده است، به نقد سیاست‌گذاری‌های رایج در کشور، به ویژه قیمت‌گذاری دستوری، می‌پردازد و ریشه‌های اصلی تورم و گرانی را واکاوی می‌کند.

 

به گزارش ایران من، نمی‌شود که یک‌باره قیمت لبنیات و عوارض جاده‌ای و بنزین و دارو را افزایش داد و ارز ترجیحی برخی اقلام خوراکی را حذف کرد و با اسم رمز حذف قیمت‌گذاری دولتی و دستوری، واقعی‌سازی و اصلاح قیمت‌ها، تمام فشار اقتصادی را بر زندگی و سفره‌های مردم اعمال کرد! مگر به‌طور مثال حقوق یک کارمند یا یک بازنشسته، بیشتر شده که حالا باید با این حجم افزایش هزینه‌های معیشتی مواجه شوند؟» از منظر مصرف‌کننده نقد درستی است. من هم مصرف‌کننده هستم و دوست دارم کالاها ارزان‌تر باشند. ولی الان تحلیل می‌کنم. مسائل اصلی ایران فراتر از اموری است که این روزها به فراخور مسائل جاری می‌نویسم.

 

نقد سیاستگذاری عمومی و معیشت مردم

 

پس بحث من درباره قیمت‌گذاری دستوری بیش از آنکه ناظر به بهبود وضعیت جاری باشد، معطوف به نقد سیاستگذاری عمومی و رایج در کشور است، و الا بحث شما درست است که اگر قرار باشد مشکلات درآمدی مردم و بیمه‌ها حل نشود، رفع قیمت‌گذاری موجب فشار بیشتر به جامعه می‌شود. ولی فراموش نکنیم که ادامه این روند هم مشکل مردم را حل نمی‌کند که بدتر هم می‌کند.

 

تجربه موفق اقتصاد بدون قیمت‌گذاری دستوری

 

بهترین دوران اقتصادی ایران در دهه ۱۳۸۰ و زمانی بود که قیمت‌گذاری به حداقل رسیده و نرخ ارز یکسان شد، سود بانکی پس‌انداز بیش از تورم شد و مردم به جای خرید طلا و سکه و ارز، پول خود را در بانک‌ها گذاشتند، قیمت خودرو برای چند سال ثابت ماند، به مدت ۷ سال از ۸۰ تا ۸۷ قیمت پراید از حدود ۵/۷ به ۵/۸ میلیون تومان رسید.

 

در این فاصله زمانی تورم ۳ برابر شده بود ولی قیمت پراید فقط در حد ۱۳ درصد افزایش یافت و خودروسازان دنبال مشتری بودند. در برنامه چهارم مصوب شده بود که قیمت‌گذاری انرژی هم حذف شود که تندروها مانع شدند. پس انتقادم به قیمت‌گذاری بر مبنای این واقعیت است که این نبودش به سود مردم و جامعه است. دلیل هم روشن است.

 

ریشه‌های واقعی تورم و نقد سیاستگذاری‌های دولتی

 

تجربه گذشته خودمان و نیز تجربه سایر جوامع، نشان می‌دهد که دخالت رسمی و دستوری در قیمت عوارض زیادی دارد و بیش از همه دود آن به چشم مردم می‌رود. بنابراین نقد قیمت‌گذاری رسمی به معنای دفاع از صاحبان کسب و کار و علیه مردم نیست، اینها در مقابل با هم نیستند، بلکه هر دو در تقابل با سیاست‌های رسمی حکومت در افزایش هزینه‌های حکومت و نقدینگی و انتشار پول بدون پشتوانه هستند. ما نباید دچار خطا شویم که ریشه گرانی را به سودجویی و زالوصفتی منتسب کنیم. مگر جاهای دیگر دنیا که گرانی نیست، صاحبان کسب و کار و مغازه‌داران آنجا، افراد اخلاقی هستند که هیچ انگیزه‌ای برای سودجویی ندارند؟ اگر کسبه ایرانی از این نظر اخلاق‌مدارتر از دیگران نباشند، قطعا بدتر هم نیستند، پس چرا در ایران گرانی هست و در آنجا نیست؟

 

یا چرا در دوره اصلاحات کالاهای خود را گران نمی‌کردند و اکنون و با شدت گران می‌شود؟ اینها ربطی به بد و خوب بودن صاحبان کسب و کار یا کسبه ندارد، در قوانین مجلس و سیاست‌های اصلی ریشه دارد. در بودجه‌ریزی نادرست، در فقدان درآمدهای حکومت، که در درآمدهای صوری و احتمالی و هزینه‌های واقعی و قطعی ریشه دارد. کسری بودجه را از جیب مردم برمی‌دارند و این ریشه تورم و علیه مردم است. با این حال هر یادداشت یک هدف روشن دارد و قرار نیست که همه مسائل را پاسخ دهد. آن یادداشت می‌خواست بگوید که روند کنونی موجب تضعیف بخش سلامت کشور می‌شود. باید این روند اصلاح شود. به‌طور قطع باید توان مردم در تأمین سلامت و درمان نیز در نظر گرفته شود و این جز از طریق بیمه ممکن نیست.

 

توهم راه‌حل‌های ساده و ضرورت نگاه بلندمدت

 

متاسفانه ساده‌ترین راه یعنی قیمت‌گذاری را انتخاب کرده‌اند و این بزرگ‌ترین دروغ تحت عنوان دفاع از مردم است. مثل رفع گرسنگی از طریق خوردن گوشت خود است. از دولت و مجلس بخواهیم که به قیمت نابودی هر بخش نخواهند که نیازهای مردم را موقتی حل کنند. کوتاه‌ترین راه میان دو نقطه خط مستقیمی است که آن دو نقطه را به هم وصل می‌کند. ولی در سیاستگذاری کوتاه‌ترین راه، معمولا بدترین و خطرناک‌ترین راه است. شاید لازم باشد مسیرهای طولانی‌تری برای رسیدن به مقصد انتخاب شود. متأسفانه سیاستگذاران ما به دلایلی از جمله تفکر کوتاه‌مدت و مسوولیت‌ناپذیری به راه‌های کوتاه مستقیم علاقه دارند. قیمت‌گذاری ساده‌ترین و البته بدترین کار است که فقط با یک دستور اداری قابل انجام است. ولی بهتر است به فکر آینده کشور هم باشیم.

 

در پایان، این تحلیل بر لزوم پرهیز از راهکارهای کوتاه‌مدت و دستوری در سیاستگذاری اقتصادی تاکید می‌کند. برای حل ریشه‌ای مشکلات تورم و فشار بر معیشت مردم، به‌ویژه در حوزه سلامت، اتخاذ رویکردهای بلندمدت، اصلاح ساختارهای بودجه‌ریزی و جلوگیری از دخالت‌های غیرضروری در بازار، حیاتی است تا آینده‌ای باثبات‌تر برای کشور رقم بخورد.

یادداشت های دیگر

نقشه جنگ ترکیبی و مداخلات نظامی آمریکا در خاورمیانه

جفری دی. ساکس استاد دانشگاه

تقابل سیاست‌های رؤسای جمهور آمریکا در قبال ایران

رابرت مالی، مذاکره کننده سابق آمریکا با ایران

تقابل پرچم ایران با نمادهای آمریکا و اسرائیل در پس‌زمینه آشوب‌های خیابانی

جان مرشایمر، استاد آمریکایی علوم سیاسی

دیپلماسی و امنیت در خاورمیانه

سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران

نام نویسنده:

تحلیلگر سیاسی

عضو خبرنامه "ایران من" شوید

خبرنامه هفتگی

آخرین اخبار مهم ایران و جهان را برای شما ارسال خواهیم کرد

عضویت

آخرین اخبار ایران و جهان