سرویس خبری ایران من: پس از سقوط بشار اسد و تشکیل دولت جدید در سوریه، منطقه خاورمیانه وارد فازی حساس و تعیین‌کننده شده است. حملات مکرر اسرائیل به سوریه و واکنش‌های متفاوت قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، سؤالات مهمی را درباره اهداف واقعی این تحولات مطرح می‌کند.

تشدید حملات اسرائیل به سوریه

به گزارش ایران من، سید حسین موسویان، دیپلمات پیشین کشورمان و استاد دانشگاه پرینستون آمریکا در شبکه اجتماعی اکس نوشت:

حملات اسرائیل به سوریه پس از سقوط بشار اسد شدت یافته است، از جمله حمله اخیر به کاخ ریاست‌جمهوری و ستاد کل نیروهای مسلح این کشور.

این حملات با هدف سرنگونی دولت الجولانی، تجزیه سوریه، و الحاق هرچه بیشتر از اراضی سوری به اسرائیل انجام می‌شود.

موقعیت فعلی سوریه

این حملات در شرایطی صورت گرفته‌اند که سوریه نه برنامه هسته‌ای یا غنی‌سازی اورانیوم دارد، نه توان موشکی یا دفاعی قابل توجهی، نه بخشی از آنچه که به اصطلاح «هلال شیعی» نامیده می‌شود است، و نه عضو «جبهه مقاومت» به شمار می‌رود.

مهم‌تر از همه، دولت الجولانی نه تنها حمایت کشورهای عربی منطقه و ترکیه را به دست آورده، بلکه رهبران ایالات متحده و اتحادیه اروپا نیز پس از سقوط بشار اسد از جولانی استقبال و حمایت کرده‌اند.

دو سناریوی محتمل

به‌زودی مشخص خواهد شد که آیا تلاش‌های چند دهه‌ای ناتو و اسرائیل برای سرنگونی دولت اسد با کدامیک از یک از این دو هدف بوده است:

۱. دفاع از مردم سوریه، دموکراسی، حقوق بشر، و حفظ تمامیت ارضی سوریه

یا

۲. تجزیه کشور و تسهیل پروژه «اسرائیل بزرگ».

پیامدهای سیاسی هر سناریو

اگر سناریوی اول تحقق یابد، اثبات خواهد شد که سیاست‌های چند دهه‌ای ترکیه و کشورهای عربی منطقه درست و موفق بوده‌اند، و حمایت چند دهه‌ای ایران از خاندان اسد اشتباه بوده است.

اما اگر سناریوی دوم تحقق پیدا کند، روشن خواهد شد که نه تنها سیاست‌های کشورهای عربی و ترکیه در خدمت اهداف اسرائیل بوده، بلکه فشارها، تحریم‌ها، و حملات نظامی اخیر اسرائیل و آمریکا علیه ایران نیز با هدف تسهیل سلطه اسرائیل بر خاورمیانه انجام شده‌اند؛ اتهامات مربوط به برنامه هسته‌ای ایران ساختگی بوده، و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز ابزاری سیاسی است.